unthrowable

[ایالات متحده]/[ʌnˈθrəʊəbl]/
[بریتانیا]/[ʌnˈθroʊəbl]/

ترجمه

adj. غیرممکن یا بسیار دشوار برای پرتاب کردن؛ غیرقابل پرتاب کردن؛ مقاوم در برابر پرتاب شدن؛ به سختی قابل جابجایی از طریق پرتاب.

عبارات و ترکیب‌ها

unthrowable object

شی غیرقابل پرتاب

proving unthrowable

در حال اثبات غیرقابل پرتاب بودن

completely unthrowable

کاملاً غیرقابل پرتاب

an unthrowable ball

یک توپ غیرقابل پرتاب

felt unthrowable

احساس می‌شد غیرقابل پرتاب است

being unthrowable

غیرقابل پرتاب بودن

deemed unthrowable

به عنوان غیرقابل پرتاب در نظر گرفته شده

nearly unthrowable

تقریباً غیرقابل پرتاب

it's unthrowable

غیرقابل پرتاب است

found unthrowable

غیرقابل پرتاب تشخیص داده شد

جملات نمونه

the ball was so heavy, it felt virtually unthrowable.

توپ آنقدر سنگین بود که تقریباً غیرقابل پرتاب به نظر می‌رسید.

he designed an unthrowable dart to ensure fair play in the competition.

او یک سرپرنده غیرقابل پرتاب طراحی کرد تا اطمینان حاصل شود که در مسابقه بازی منصفانه است.

the unthrowable weight was used for strength training exercises.

وزنه غیرقابل پرتاب برای تمرینات قدرتی استفاده می‌شد.

the security system included an unthrowable lock on the gate.

سیستم امنیتی شامل یک قفل غیرقابل پرتاب روی دروازه بود.

despite his efforts, the javelin proved unthrowable due to wind conditions.

با وجود تلاش‌های او، نژله غیرقابل پرتاب بود به دلیل شرایط آب و هوایی.

the unthrowable stone served as a permanent marker for the property line.

سنگ غیرقابل پرتاب به عنوان یک نشانگر دائمی برای خط ملک خدمت می‌کرد.

the challenge was to create an unthrowable object that could still roll.

چالش این بود که یک شی غیرقابل پرتاب ایجاد شود که هنوز بتواند بچرخد.

the unthrowable anchor kept the boat secure during the storm.

لنگر غیرقابل پرتاب قایق را در طول طوفان ایمن نگه داشت.

the artist used an unthrowable clay block as the base for the sculpture.

هنرمند از یک بلوک خاک رس غیرقابل پرتاب به عنوان پایه مجسمه استفاده کرد.

the unthrowable package was too bulky to move easily.

بسته غیرقابل پرتاب خیلی بزرگ بود که به راحتی حرکت کند.

he built an unthrowable cage to protect the endangered species.

او یک قفس غیرقابل پرتاب ساخت تا از گونه‌های در معرض خطر محافظت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید