unwalkable path
مسیر غیرقابل پیادهروی
unwalkable terrain
زمین غیرقابل پیادهروی
unwalkable area
منطقه غیرقابل پیادهروی
unwalkable street
خیابان غیرقابل پیادهروی
unwalkable conditions
شرایط غیرقابل پیادهروی
unwalkable zone
منطقه غیرقابل پیادهروی
unwalkable route
مسیر غیرقابل پیادهروی
unwalkable sidewalk
کفشوی غیرقابل پیادهروی
unwalkable bridge
پل غیرقابل پیادهروی
unwalkable landscape
منظره غیرقابل پیادهروی
the path was unwalkable due to the heavy rain.
مسیر به دلیل بارش شدید غیرقابل پیادهروی بود.
after the storm, many roads became unwalkable.
بعد از طوفان، بسیاری از جادهها غیرقابل پیادهروی شدند.
the unwalkable terrain made the hike very challenging.
زمین غیرقابل پیادهروی باعث شد صعود بسیار چالشبرانگیز شود.
they declared the area unwalkable for safety reasons.
آنها به دلیل مسائل ایمنی منطقه را غیرقابل پیادهروی اعلام کردند.
the unwalkable conditions forced us to change our route.
شرایط غیرقابل پیادهروی ما را مجبور به تغییر مسیر کرد.
after the earthquake, many streets were left unwalkable.
پس از زلزله، بسیاری از خیابانها غیرقابل پیادهروی رها شدند.
the unwalkable path discouraged many hikers.
مسیر غیرقابل پیادهروی بسیاری از کوهنوردان را منصرف کرد.
during winter, the icy sidewalks became unwalkable.
در طول زمستان، پیادهروهای یخی غیرقابل پیادهروی شدند.
the city worked hard to fix the unwalkable sidewalks.
شهر برای رفع مشکلات پیادهروهای غیرقابل پیادهروی سخت تلاش کرد.
his injury made the stairs feel unwalkable.
آسیبدیدگی او باعث شد پلهها غیرقابل پیادهروی به نظر برسند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید