unyokes

[ایالات متحده]/ʌnˈjəʊk/
[بریتانیا]/ʌnˈjoʊk/

ترجمه

vt. یوق را برداشتن؛ از بند رهایی یافتن
v. باز کردن؛ متوقف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unyoke the burden

رفع بار

unyoke from duty

رفع مسئولیت

unyoke your mind

ذهن خود را آزاد کنید

unyoke the chains

زنجیرها را از خود کنید

unyoke the spirit

روح خود را آزاد کنید

unyoke the heart

قلب خود را آزاد کنید

unyoke from fear

از ترس رها شوید

unyoke the past

گذشته را رها کنید

unyoke your thoughts

افکار خود را آزاد کنید

unyoke the ties

پیوندها را از خود کنید

جملات نمونه

it's time to unyoke ourselves from the burdens of the past.

اکنون زمان آن است که خود را از بار مسئولیت‌های گذشته جدا کنیم.

we need to unyoke from the outdated traditions that hold us back.

ما باید از سنت‌های قدیمی که ما را عقب نگه می‌دارند، جدا شویم.

to grow, we must unyoke from negative influences in our lives.

برای رشد، باید خود را از تأثیرات منفی در زندگی جدا کنیم.

they decided to unyoke their partnership and pursue individual goals.

آنها تصمیم گرفتند مشارکت خود را از هم جدا کرده و به دنبال اهداف فردی خود باشند.

unyoke your mind from the limitations imposed by fear.

ذهن خود را از محدودیت‌های تحمیل شده توسط ترس جدا کنید.

it's essential to unyoke from the expectations of others.

جدا شدن از انتظارات دیگران ضروری است.

she felt it was time to unyoke herself from toxic friendships.

او احساس کرد که زمان آن است که خود را از دوستی‌های سمی جدا کند.

they worked hard to unyoke their community from poverty.

آنها سخت تلاش کردند تا جامعه خود را از فقر جدا کنند.

unyoke your creativity from conventional thinking.

خلاقیت خود را از تفکر متعارف جدا کنید.

it's important to unyoke your identity from societal labels.

مهم است که هویت خود را از برچسب‌های اجتماعی جدا کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید