upsample

[ایالات متحده]/ˈʌpˌsæmpəl/
[بریتانیا]/ˈʌpˌsæmpəl/

ترجمه

v. افزایش نرخ نمونه‌برداری یک سیگنال از طریق درون‌یابی؛ انجام نمونه‌برداری مجدد روی سیگنال‌های ورودی

جملات نمونه

we need to upsample the dataset to balance the class distribution.

ما نیاز داریم مجموعه داده‌ها را ارتقا دهیم تا توزیع کلاس‌ها متعادل شود.

the algorithm will upsample images to enhance resolution.

الگوریتم تصاویر را برای افزایش وضوح ارتقا می‌دهد.

engineers often upsample audio signals before processing.

مهندسان اغلب قبل از پردازش، سیگنال‌های صوتی را ارتقا می‌دهند.

you should upsample the features to match the input dimensions.

شما باید ویژگی‌ها را برای مطابقت با ابعاد ورودی ارتقا دهید.

this method can upsample video frames smoothly.

این روش می‌تواند فریم‌های ویدئویی را به طور روان ارتقا دهد.

the model uses transposed convolution to upsample feature maps.

مدل از کانولوشن ترانسپوز برای ارتقا نقشه‌های ویژگی استفاده می‌کند.

we must upsample the signal by a factor of two.

ما باید سیگنال را به ضریب دو ارتقا دهیم.

neural networks can learn to upsample effectively.

شبکه‌های عصبی می‌توانند یاد بگیرند که به طور مؤثر ارتقا دهند.

the system upsamples low-resolution data automatically.

سیستم به طور خودکار داده‌های با وضوح پایین را ارتقا می‌دهد.

researchers upsample time series for better analysis.

محققان سری‌های زمانی را برای تجزیه و تحلیل بهتر ارتقا می‌دهند.

upsampling helps improve the quality of upscaled images.

ارتقا به بهبود کیفیت تصاویر ارتقا یافته کمک می‌کند.

the technique upsamples data without introducing artifacts.

این تکنیک داده‌ها را بدون ایجاد مصنوعات ارتقا می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید