upthrow

[ایالات متحده]/ˈʌpθrəʊ/
[بریتانیا]/ˈʌpθroʊ/

ترجمه

n. پرتاب به سمت بالا؛ جابجایی به سمت بالا از لایه‌های سنگی
Word Forms
جمعupthrows

عبارات و ترکیب‌ها

upthrow motion

حرکت پرتاب

upthrow force

نیروی پرتاب

upthrow angle

زاویه پرتاب

upthrow velocity

سرعت پرتاب

upthrow technique

تکنیک پرتاب

upthrow trajectory

مسیر پرتاب

upthrow action

عمل پرتاب

upthrow dynamics

پویایی پرتاب

upthrow path

مسیر پرتاب

upthrow performance

عملکرد پرتاب

جملات نمونه

the volcano's upthrow created a new island.

خروج آتشفشانی باعث ایجاد یک جزیره جدید شد.

they used an upthrow technique to lift the heavy object.

آنها از یک تکنیک خروج برای بلند کردن جسم سنگین استفاده کردند.

the upthrow of debris made the area unsafe.

خروج آوارها منطقه را ناامن کرد.

during the experiment, we observed an upthrow of gas.

در طول آزمایش، ما یک خروج گاز مشاهده کردیم.

the upthrow of soil helped in building the new road.

خروج خاک به ساخت جاده جدید کمک کرد.

he made an upthrow motion to signal for help.

او برای درخواست کمک، یک حرکت خروج انجام داد.

the upthrow of water from the fountain was mesmerizing.

خروج آب از فواره مسحور کننده بود.

we need to analyze the upthrow of materials in this process.

ما باید خروج مواد در این فرآیند را تجزیه و تحلیل کنیم.

the upthrow from the blast was felt miles away.

خروج از انفجار در مسافت‌های دور احساس می‌شد.

she demonstrated an upthrow of enthusiasm during the presentation.

او در طول ارائه، یک خروج اشتیاق را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید