| جمع | vagas |
vagabond life
زندگی گردشگر
vagabond existence
وجود گردشگر
she had a vaga idea about the project.
او ایدهای نامطمئن در مورد پروژه داشت.
the instructions were vaga and confusing.
دستورالعملها نامطمئن و سردرگمکننده بود.
his response remained vaga despite my questions.
پاسخ او با وجود سؤالات من هنوز نامطمئن ماند.
the mountains were vaga silhouettes in the mist.
کوهها در بخار ابر به سایههای نامطمئنی تبدیل شده بودند.
they gave only vaga details about the plan.
آنها تنها جزئیات نامطمئنی در مورد برنامه ارائه دادند.
the deadline was vaga and kept changing.
مهلت نامطمئن بود و مدام تغییر میکرد.
her memory of that night was surprisingly vaga.
خاطرات او در مورد آن شب به طور شگفتآوری نامطمئن بود.
the contract contained several vaga provisions.
قرارداد چند ماده نامطمئن داشت.
he was vaga about his future intentions.
او در مورد نیتهای آیندهاش نامطمئن بود.
the boundary between the two properties was vaga.
مرز بین دو املاک نامطمئن بود.
she gave a vaga answer to avoid commitment.
او پاسخی نامطمئن داد تا از تعهد فاصله بگیرد.
the rumor remained vaga and unconfirmed.
این گویش هنوز نامطمئن و تأیید نشده ماند.
vagabond life
زندگی گردشگر
vagabond existence
وجود گردشگر
she had a vaga idea about the project.
او ایدهای نامطمئن در مورد پروژه داشت.
the instructions were vaga and confusing.
دستورالعملها نامطمئن و سردرگمکننده بود.
his response remained vaga despite my questions.
پاسخ او با وجود سؤالات من هنوز نامطمئن ماند.
the mountains were vaga silhouettes in the mist.
کوهها در بخار ابر به سایههای نامطمئنی تبدیل شده بودند.
they gave only vaga details about the plan.
آنها تنها جزئیات نامطمئنی در مورد برنامه ارائه دادند.
the deadline was vaga and kept changing.
مهلت نامطمئن بود و مدام تغییر میکرد.
her memory of that night was surprisingly vaga.
خاطرات او در مورد آن شب به طور شگفتآوری نامطمئن بود.
the contract contained several vaga provisions.
قرارداد چند ماده نامطمئن داشت.
he was vaga about his future intentions.
او در مورد نیتهای آیندهاش نامطمئن بود.
the boundary between the two properties was vaga.
مرز بین دو املاک نامطمئن بود.
she gave a vaga answer to avoid commitment.
او پاسخی نامطمئن داد تا از تعهد فاصله بگیرد.
the rumor remained vaga and unconfirmed.
این گویش هنوز نامطمئن و تأیید نشده ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید