vedette

[ایالات متحده]/vəˈdɛt/
[بریتانیا]/vəˈdɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نگهبان سوار; قایق گشت کوچک; دیده‌بان

عبارات و ترکیب‌ها

star vedette

ستاره برجسته

vedette performance

اجای برجسته

vedette role

نقش برجسته

vedette status

وضعیت برجسته

vedette show

نمایش برجسته

vedette talent

استعداد برجسته

vedette actress

بازیگر برجسته

vedette singer

خواننده برجسته

vedette movie

فیلم برجسته

vedette event

رویداد برجسته

جملات نمونه

the vedette of the show stole the spotlight.

ستاره نمایش، توجه‌ها را به خود جلب کرد.

she has always been a vedette in the fashion industry.

او همیشه در صنعت مد یک ستاره بوده است.

the vedette performed exceptionally well during the concert.

ستاره در طول کنسرت به طور استثنایی خوب اجرا کرد.

many fans admire the vedette for her talent.

بسیاری از طرفداران او را به خاطر استعدادش تحسین می‌کنند.

the vedette received numerous awards for her performances.

ستاره برای اجراهایش جوایز متعددی دریافت کرد.

his vedette status made him a household name.

وضعیت ستاره‌اش باعث شد که او به یک نام خانگی تبدیل شود.

the film featured a vedette in the lead role.

فیلم یک ستاره را در نقش اصلی داشت.

she was the vedette of the dance troupe.

او ستاره گروه رقص بود.

being a vedette comes with its own pressures.

ستاره بودن مسئولیت‌های خاص خود را به همراه دارد.

the vedette's new album is topping the charts.

آلبوم جدید ستاره در صدر جدول قرار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید