velveteens

[ایالات متحده]/ˌvelvɪ'tiːn/
[بریتانیا]/ˌvɛlvɪˈtin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مخمل پنبه‌ای
مخمل
لباس مخملی

عبارات و ترکیب‌ها

velveteen fabric

پارچه مخمله‌ای

soft velveteen texture

بافت مخمله‌ای نرم

plush velveteen material

جنس مخمله‌ای پُشت

جملات نمونه

The velveteen rabbit was well-loved by the little boy.

خرس ولوی مخملی توسط پسر کوچولو بسیار دوست داشتنی بود.

She wore a velveteen dress to the party.

او یک لباس مخملی به مهمانی پوشید.

The velveteen fabric felt soft and luxurious to the touch.

پارچه مخملی نرم و لوکس به لمس احساس می‌شد.

The velveteen curtains added a touch of elegance to the room.

پرده‌های مخملی کمی از ظرافت را به اتاق اضافه کردند.

He cherished his velveteen jacket as a prized possession.

او ژاکت مخملی خود را به عنوان یک دارایی ارزشمند ارج می‌گذاشت.

The velveteen upholstery gave the sofa a rich and inviting look.

روکش مخملی مبل را غنی و جذاب جلوه می‌داد.

The velveteen texture of the cake made it melt in your mouth.

بافت مخملی کیک باعث می‌شد در دهان شما آب شود.

She loved the velveteen feel of her new blanket.

او احساس مخملی پتو جدیدش را دوست داشت.

The velveteen gloves kept her hands warm in the cold weather.

دستکش‌های مخملی دستانش را در هوای سرد گرم نگه می‌داشتند.

The velveteen texture of the painting added depth to the artwork.

بافت مخملی نقاشی عمق بیشتری به اثر هنری اضافه کرد.

نمونه‌های واقعی

To quote the wise old rocking horse from the velveteen rabbit: You become.

برای نقل قول از اسب راک قدیمی و حکیم از خرگوش مخملی: شما تبدیل می‌شوید.

منبع: The yearned rural life

Without further interruption, we reached the front office, where we found the clerk and the man in velveteen with the fur cap.

بدون وقفه بیشتر، ما به دفتر جلو رسیدیم، جایی که متصدی و مردی را با مخمل و کلاه خز یافتیم.

منبع: Great Expectations (Original Version)

By Fagin's directions, he immediately substituted for his own attire, a waggoner's frock, velveteen breeches, and leather leggings: all of which articles the Jew had at hand.

به دستورات فاگین، او بلافاصله به جای لباس خودش، لباس واگنر، شلوار مخمل و ساق‌های چرمی را جایگزین کرد: همه اینها که این مرد یهودی آنها را در دسترس داشت.

منبع: Oliver Twist (Original Version)

Here, we found a gentleman with one eye, in a velveteen suit and knee-breeches, who wiped his nose with his sleeve on being interrupted in the perusal of the newspaper.

اینجا، ما مردی را با یک چشم، در یک کت و شلوار مخمل و شلوار زانو، که در حین وقفه در مطالعه روزنامه، بینی خود را با آستینش پاک می‌کرد، پیدا کردیم.

منبع: Great Expectations (Original Version)

" I wish I were a keeper, " said Tom, " to live in such a beautiful place, and wear green velveteens, and have a real dog-whistle at my button, like you" .

«من دلم می‌خواست نگهدارنده بودم،» توم گفت، «تا در چنین مکان زیبایی زندگی کنم، لباس‌های مخمل سبز بپوشم و سوت سگی واقعی در دکمه‌ام داشته باشم، مثل شما.»

منبع: Water Child

People still come to me for men's goods, velvets and velveteens for shooting suits, cloths for liveries, without speaking of flannels and molletons, of which I defy him to show so complete an assortment as my own.

هنوز هم مردم برای خرید کالاهای مردانه، مخمل و مخمل‌های برای لباس‌های شکار، پارچه‌های لباس‌های تشریفات نزد من می‌آیند، بدون اینکه اصلا به لباس‌های پشمی و مولتون اشاره کنم، من به چالش می‌کشم او را تا نشان دهد مجموعه‌ای به اندازه مجموعه من دارد.

منبع: Women’s Paradise (Part 1)

When Friday evening came and word was sent up that her escort had arrived, Rose ran down, devoutly hoping that he had not come in a velveteen jacket, top-boots, black gloves, or made any trifling mistake of that sort.

وقتی شام جمعه رسید و خبر رسید که همراهش آمده است، رز پایین دوید و با امید فراوان دعا کرد که او با ژاکت مخمل، چکمه‌های بلند، دستکش‌های سیاه یا مرتکب اشتباهی از آن نوع نشده باشد.

منبع: Blooming Roses (Part 1)

On the following morning, he brought around two horses, one of which had a woman's saddle with a velveteen back to it, while on the crupper of the other was a rolled shawl that was to be used for a seat.

صبح روز بعد، دو اسب آورد، یکی از آن‌ها یک زین زنانه با پشتی مخمل داشت، در حالی که روی کراپِر اسب دیگر یک شال جمع شده بود که قرار بود برای نشستن استفاده شود.

منبع: A simple heart.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید