vertices

[ایالات متحده]/ˈvɜːtɪsiːz/
[بریتانیا]/ˈvɜrtɪsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع vertex، به معنی بالاترین نقطه یا اوج

عبارات و ترکیب‌ها

adjacent vertices

راس‌های مجاور

connected vertices

راس‌های متصل

opposite vertices

راس‌های مقابل

multiple vertices

چند راس

vertex coordinates

مختصات راس

outer vertices

راس‌های بیرونی

inner vertices

راس‌های داخلی

vertex angles

زاویه‌های راس

shared vertices

راس‌های مشترک

vertex pairs

جفت راس‌ها

جملات نمونه

the polygon has three vertices.

چندضلعی دارای سه راس است.

vertices are crucial in geometric calculations.

راس‌ها در محاسبات هندسی بسیار مهم هستند.

we need to identify the vertices of the shape.

ما باید رئوس شکل را شناسایی کنیم.

the graph has multiple vertices connected by edges.

گراف دارای چند راس متصل به هم با لبه‌ها است.

vertices can be classified into different types.

می‌توان راس‌ها را بر اساس انواع مختلف طبقه‌بندی کرد.

in a cube, there are eight vertices.

در یک مکعب، هشت راس وجود دارد.

each vertex of the triangle has a unique angle.

هر راس مثلث دارای زاویه منحصر به فردی است.

the vertices of the graph represent data points.

رأس‌های نمودار نقاط داده را نشان می‌دهند.

to calculate the area, we need the vertices' coordinates.

برای محاسبه مساحت، ما به مختصات رئوس نیاز داریم.

vertices play an important role in computer graphics.

رأس‌ها نقش مهمی در طراحی گرافیک کامپیوتری ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید