the president acted as a vetoer and rejected the controversial bill.
رئیس جمهور بایدن در جریان جلسه سنا در مورد اصلاحات زیرساختی، نقش کلیدی متوقف کننده قانون را ایفا کرد.
congress challenged the vetoer by overriding the presidential veto.
متوقف کننده قانون پیگیر، در طول مذاکرات طولانی، سه اصلاحیه متوالی را مسدود کرد.
the vetoer used the power strategically to protect party interests.
رهبران کنگره، متوقف کننده قانون اصلی مسئول توقف قانونگذاری آب و هوا را شناسایی کردند.
as the sole vetoer in the council, she made the final decision.
متوقف کننده قانون غیرمنتظره، با دخالت ناگهانی خود، هر دو حزب سیاسی را غافلگیر کرد.
the vetoer threatened to block any legislation that weakened environmental protections.
سوابق تاریخی، متوقف کننده قانون را مستند میکنند که مسیر سیاست صنعتی را تغییر داد.
critics accused the vetoer of abusing executive power.
متوقف کننده قانون از حق قانون اساسی خود برای رد معاهده مورد مناقشه استفاده کرد.
the vetoer remained firm in rejecting the proposed amendment.
منتقدان استدلال کردند که متوقف کننده قانون صرفاً بر اساس ملاحظات حزبی و نه اصول عمل کرد.
despite pressure, the vetoer did not change position on the budget bill.
همانطور که متوقف کننده قانون در طول دوران حرفه ای خود، بیشتر پیشنهادات اصلاحی را مورد مخالف قرار داد.
the vetoer justified the decision as necessary for national security.
متوقف کننده قانون نگرانیهای اقتصادی را به عنوان توجیه برای مسدود کردن طرح هزینهها ذکر کرد.
opposition parties called for removing the vetoer's authority.
متوقف کننده قانون با فشار فزاینده از گروههای مدافع که خواستار توضیح هستند، روبرو است.
the vetoer exercised the right to reject the measure unanimously.
اعضای کمیته سنا تفسیر متوقف کننده قانون از قوانین قانونگذاری را به چالش کشیدند.
the president acted as a vetoer and rejected the controversial bill.
رئیس جمهور بایدن در جریان جلسه سنا در مورد اصلاحات زیرساختی، نقش کلیدی متوقف کننده قانون را ایفا کرد.
congress challenged the vetoer by overriding the presidential veto.
متوقف کننده قانون پیگیر، در طول مذاکرات طولانی، سه اصلاحیه متوالی را مسدود کرد.
the vetoer used the power strategically to protect party interests.
رهبران کنگره، متوقف کننده قانون اصلی مسئول توقف قانونگذاری آب و هوا را شناسایی کردند.
as the sole vetoer in the council, she made the final decision.
متوقف کننده قانون غیرمنتظره، با دخالت ناگهانی خود، هر دو حزب سیاسی را غافلگیر کرد.
the vetoer threatened to block any legislation that weakened environmental protections.
سوابق تاریخی، متوقف کننده قانون را مستند میکنند که مسیر سیاست صنعتی را تغییر داد.
critics accused the vetoer of abusing executive power.
متوقف کننده قانون از حق قانون اساسی خود برای رد معاهده مورد مناقشه استفاده کرد.
the vetoer remained firm in rejecting the proposed amendment.
منتقدان استدلال کردند که متوقف کننده قانون صرفاً بر اساس ملاحظات حزبی و نه اصول عمل کرد.
despite pressure, the vetoer did not change position on the budget bill.
همانطور که متوقف کننده قانون در طول دوران حرفه ای خود، بیشتر پیشنهادات اصلاحی را مورد مخالف قرار داد.
the vetoer justified the decision as necessary for national security.
متوقف کننده قانون نگرانیهای اقتصادی را به عنوان توجیه برای مسدود کردن طرح هزینهها ذکر کرد.
opposition parties called for removing the vetoer's authority.
متوقف کننده قانون با فشار فزاینده از گروههای مدافع که خواستار توضیح هستند، روبرو است.
the vetoer exercised the right to reject the measure unanimously.
اعضای کمیته سنا تفسیر متوقف کننده قانون از قوانین قانونگذاری را به چالش کشیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید