virgates

[ایالات متحده]/ˈvɜːɡeɪt/
[بریتانیا]/ˈvɜrɡeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای شکل میله‌ای؛ مشخصه‌ای با بسیاری از شاخه‌های باریک

عبارات و ترکیب‌ها

virgate form

فرم ورگیت

virgate measure

اندازه گیری ورگیت

virgate unit

واحد ورگیت

virgate style

سبک ورگیت

virgate length

طول ورگیت

virgate area

مساحت ورگیت

virgate plot

قطعه زمین ورگیت

virgate space

فضای ورگیت

virgate design

طراحی ورگیت

virgate pattern

الگوی ورگیت

جملات نمونه

each virgate was carefully measured for agricultural purposes.

هر ویرگیت با دقت برای اهداف کشاورزی اندازه گیری می شد.

the farmer divided his land into several virgate for crop rotation.

کشاورز زمین خود را به چندین ویرگیت برای تناوب زراعی تقسیم کرد.

in medieval england, a virgate was a common measure of land.

در انگلستان قرون وسطی، ویرگیت یک واحد اندازه گیری رایج زمین بود.

he inherited a virgate from his grandfather.

او یک ویرگیت را از پدربزرگ خود به ارث برد.

the concept of a virgate is important in historical land records.

مفهوم ویرگیت در سوابق زمین تاریخی مهم است.

farmers often refer to their land in terms of virgate.

کشاورزان اغلب به زمین خود به عنوان ویرگیت اشاره می کنند.

a virgate of land can support a family of four.

یک ویرگیت زمین می تواند از یک خانواده چهار نفره حمایت کند.

understanding the virgate system helps in studying medieval agriculture.

درک سیستم ویرگیت به مطالعه کشاورزی قرون وسطی کمک می کند.

the virgate was often used to assess tax liabilities.

از ویرگیت اغلب برای ارزیابی بدهی های مالیاتی استفاده می شد.

she purchased a virgate to expand her farming operations.

او برای گسترش عملیات کشاورزی خود یک ویرگیت خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید