vis a vis
در برابر
vis major
قوه ماجرا
vis vis
در برابر
vis count
شمارش وی
vis point
نقطه وی
vis mode
حالت وی
vis graph
نمودار وی
vis tool
ابزار وی
vis data
داده های وی
vis report
گزارش وی
he is always vis-a-vis with his opponents during debates.
او همیشه در طول مناظرهها در مقابل حریفان خود قرار دارد.
the two companies met vis-à-vis to discuss the merger.
دو شرکت برای بحث در مورد ادغام در مقابل یکدیگر ملاقات کردند.
she prefers to work vis-à-vis with her colleagues.
او ترجیح میدهد در مقابل همکاران خود کار کند.
the teacher sat vis-à-vis with the student to help him understand.
معلم در مقابل دانشآموز نشست تا به او کمک کند آن را بفهمد.
they arranged a meeting vis-à-vis to resolve the issues.
آنها یک جلسه را برای حل مشکلات در مقابل یکدیگر ترتیب دادند.
we need to discuss this vis-à-vis before making a decision.
ما باید این را قبل از تصمیمگیری در مقابل یکدیگر مورد بحث قرار دهیم.
during negotiations, it is important to be vis-à-vis with the other party.
در طول مذاکرات، مهم است که در مقابل طرف مقابل باشید.
he enjoyed the conversation, sitting vis-à-vis with his old friend.
او از گفتگو لذت برد و در مقابل دوست قدیمی خود نشست.
the presentation was more effective when done vis-à-vis with the audience.
ارائه زمانی که در مقابل مخاطب انجام میشد مؤثرتر بود.
they discussed their plans vis-à-vis over dinner.
آنها طرحهای خود را در مقابل یکدیگر در طول شام مورد بحث قرار دادند.
vis a vis
در برابر
vis major
قوه ماجرا
vis vis
در برابر
vis count
شمارش وی
vis point
نقطه وی
vis mode
حالت وی
vis graph
نمودار وی
vis tool
ابزار وی
vis data
داده های وی
vis report
گزارش وی
he is always vis-a-vis with his opponents during debates.
او همیشه در طول مناظرهها در مقابل حریفان خود قرار دارد.
the two companies met vis-à-vis to discuss the merger.
دو شرکت برای بحث در مورد ادغام در مقابل یکدیگر ملاقات کردند.
she prefers to work vis-à-vis with her colleagues.
او ترجیح میدهد در مقابل همکاران خود کار کند.
the teacher sat vis-à-vis with the student to help him understand.
معلم در مقابل دانشآموز نشست تا به او کمک کند آن را بفهمد.
they arranged a meeting vis-à-vis to resolve the issues.
آنها یک جلسه را برای حل مشکلات در مقابل یکدیگر ترتیب دادند.
we need to discuss this vis-à-vis before making a decision.
ما باید این را قبل از تصمیمگیری در مقابل یکدیگر مورد بحث قرار دهیم.
during negotiations, it is important to be vis-à-vis with the other party.
در طول مذاکرات، مهم است که در مقابل طرف مقابل باشید.
he enjoyed the conversation, sitting vis-à-vis with his old friend.
او از گفتگو لذت برد و در مقابل دوست قدیمی خود نشست.
the presentation was more effective when done vis-à-vis with the audience.
ارائه زمانی که در مقابل مخاطب انجام میشد مؤثرتر بود.
they discussed their plans vis-à-vis over dinner.
آنها طرحهای خود را در مقابل یکدیگر در طول شام مورد بحث قرار دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید