visas

[ایالات متحده]/ˈviːzəz/
[بریتانیا]/ˈviːzəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع ویزا

عبارات و ترکیب‌ها

work visas

ویزای کار

travel visas

ویزای سفر

student visas

ویزای تحصیلی

temporary visas

ویزای موقت

permanent visas

ویزای دائمی

entry visas

ویزای ورودی

resident visas

ویزای اقامت

business visas

ویزای تجاری

visitor visas

ویزای توریستی

family visas

ویزای خانوادگی

جملات نمونه

many countries require visas for entry.

بسیاری از کشورها ورود بدون ویزا را الزامی می‌دانند.

she applied for student visas to study abroad.

او برای تحصیل در خارج از کشور برای ویزای دانشجویی درخواست داد.

visas can take several weeks to process.

پردازش ویزاها ممکن است چند هفته طول بکشد.

travelers should check visa requirements before booking flights.

سفرها باید الزامات ویزا را قبل از رزرو بلیط بررسی کنند.

some visas allow for multiple entries.

برخی از ویزاها امکان ورودهای متعدد را فراهم می‌کنند.

he was denied visas due to incomplete documentation.

به دلیل مدارک ناقص، ویزا برای او صادر نشد.

visas are essential for long-term stays in foreign countries.

ویزاً برای اقامت طولانی مدت در کشورهای خارجی ضروری است.

they offer assistance with visa applications.

آنها کمک با درخواست ویزا ارائه می‌دهند.

some countries have visa-free agreements.

برخی از کشورها توافقات بدون ویزا دارند.

it's important to renew your visas on time.

تجدید ویزا به موقع مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید