volleyballs

[ایالات متحده]/ˈvɔlibɔ:l/
[بریتانیا]/'vɑlɪbɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. والیبال (ورزش)

عبارات و ترکیب‌ها

beach volleyball

والیبال ساحلی

volleyball team

تیم والیبال

volleyball game

بازی والیبال

volleyball court

زمین والیبال

جملات نمونه

Our volleyball team is hot stuff this year.

تیم والیبال ما امسال خیلی خوب است.

The children are playing volleyball on the lawn.

کودکان در حال بازی والیبال در چمن هستند.

She adores going to the volleyball match.

او رفتن به مسابقه والیبال را دوست دارد.

We went for an outing that included a picnic and a volleyball game.

ما برای یک گردش بیرون رفتیم که شامل یک پیک‌نیک و یک بازی والیبال بود.

Training the good psychological quality and the preservable style of volleyball court. 8.

آموزش کیفیت روان‌شناختی خوب و سبک قابل حفظ زمین والیبال. ۸.

Neither volleyball nor basketball is a hundred years old.

نه والیبال و نه بسکتبال صد سال عمر ندارند.

The women's volleyball team put up a desperate fight to win the world championship at all costs.

تیم ملی والیبال زنان برای کسب عنوان قهرمانی جهان با تمام وجود جنگیدند.

Sporting Goods such as Badminton, Tennis, Squash, Football, Volleyball, Waterpolo, Stopwatches, Chess Clocks

کالا‌های ورزشی مانند بدمینتون، تنیس، اسکواش، فوتبال، والیبال، واترپلو، کرنوگراف، ساعت‌های شطرنج

Yesterday, the Italian vara female volleyball team club announced the news which Feng Kun allies, this caused Feng Kun to become the newsperson.

دیروز باشگاه تیم ملی والیبال زنان ایتالیا خبرهایی را اعلام کرد که باعث شد فنگ کون به یک خبرنگار تبدیل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید