volleying

[ایالات متحده]/ˈvɒl.i.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈvɑː.li.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ضربه زدن به یک توپ قبل از اینکه به زمین برخورد کند؛ ضربه زدن یا قطع کردن یک توپ در ورزش‌هایی مانند تنیس

عبارات و ترکیب‌ها

volleying practice

تمرین والیبال

volleying skills

مهارت‌های والیبال

volleying drills

تمرینات والیبال

volleying technique

تکنیک والیبال

volleying game

بازی والیبال

volleying motion

حرکت والیبال

volleying strategy

استراتژی والیبال

volleying position

موقعیت والیبال

volleying partner

همراه والیبال

volleying court

زمین والیبال

جملات نمونه

he has a talent for volleying the ball accurately.

او استعداد خاصی در ارسال دقیق توپ دارد.

the team practiced volleying to improve their game.

تیم برای بهبود بازی خود تمرین ارسال توپ کرد.

she enjoys volleying with her friends at the park.

او از بازی با دوستانش در پارک لذت می برد.

volleying is an essential skill in tennis.

ارسال توپ یک مهارت ضروری در تنیس است.

the coach emphasized the importance of volleying during practice.

مربی بر اهمیت ارسال توپ در طول تمرین تاکید کرد.

he was volleying back and forth with his opponent.

او با حریف خود به طور متناوب ارسال توپ می کرد.

after volleying, they quickly repositioned themselves.

پس از ارسال توپ، آنها به سرعت خود را دوباره در جایگاه قرار دادند.

she demonstrated her volleying skills during the match.

او مهارت های خود در ارسال توپ را در طول مسابقه نشان داد.

they spent the afternoon volleying on the beach.

آنها بعد از ظهر را در ساحل صرف ارسال توپ کردند.

volleying requires good timing and coordination.

ارسال توپ به زمان بندی و هماهنگی خوب نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید