waging war
تحمیل جنگ
waging peace
تحمیل صلح
waging battle
تحمیل نبرد
waging conflict
تحمیل درگیری
waging campaign
تحمیل کمپین
waging struggle
تحمیل تلاش
waging revolution
تحمیل انقلاب
waging fight
تحمیل مبارزه
waging warfares
تحمیل جنگافروزی
waging offense
تحمیل حمله
they are waging a campaign for environmental protection.
آنها یک کمپین برای حفاظت از محیط زیست را آغاز کرده اند.
the country is waging war against poverty.
کشور جنگی علیه فقر را آغاز کرده است.
she is waging a battle for equal rights.
او یک نبرد برای حقوق برابر را آغاز کرده است.
the organization is waging a fight against discrimination.
سازمان یک مبارزه با تبعیض را آغاز کرده است.
they are waging a struggle for better education.
آنها یک تلاش برای آموزش بهتر را آغاز کرده اند.
he is waging a personal war against his addiction.
او یک جنگ شخصی علیه اعتیاد خود را آغاز کرده است.
the activists are waging a relentless fight for justice.
فعال ها یک مبارزه بی وقفه برای عدالت را آغاز کرده اند.
she is waging a campaign to raise awareness about climate change.
او یک کمپین برای افزایش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی را آغاز کرده است.
the team is waging a fierce competition for the championship.
تیم یک رقابت شدید برای قهرمانی را آغاز کرده است.
they are waging an ongoing effort to improve community health.
آنها یک تلاش مداوم برای بهبود سلامت جامعه را آغاز کرده اند.
waging war
تحمیل جنگ
waging peace
تحمیل صلح
waging battle
تحمیل نبرد
waging conflict
تحمیل درگیری
waging campaign
تحمیل کمپین
waging struggle
تحمیل تلاش
waging revolution
تحمیل انقلاب
waging fight
تحمیل مبارزه
waging warfares
تحمیل جنگافروزی
waging offense
تحمیل حمله
they are waging a campaign for environmental protection.
آنها یک کمپین برای حفاظت از محیط زیست را آغاز کرده اند.
the country is waging war against poverty.
کشور جنگی علیه فقر را آغاز کرده است.
she is waging a battle for equal rights.
او یک نبرد برای حقوق برابر را آغاز کرده است.
the organization is waging a fight against discrimination.
سازمان یک مبارزه با تبعیض را آغاز کرده است.
they are waging a struggle for better education.
آنها یک تلاش برای آموزش بهتر را آغاز کرده اند.
he is waging a personal war against his addiction.
او یک جنگ شخصی علیه اعتیاد خود را آغاز کرده است.
the activists are waging a relentless fight for justice.
فعال ها یک مبارزه بی وقفه برای عدالت را آغاز کرده اند.
she is waging a campaign to raise awareness about climate change.
او یک کمپین برای افزایش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی را آغاز کرده است.
the team is waging a fierce competition for the championship.
تیم یک رقابت شدید برای قهرمانی را آغاز کرده است.
they are waging an ongoing effort to improve community health.
آنها یک تلاش مداوم برای بهبود سلامت جامعه را آغاز کرده اند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید