wagonloads

[ایالات متحده]/ˈwæɡənloʊd/
[بریتانیا]/ˈwæɡənloʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بار حمل شده توسط یک واگن

عبارات و ترکیب‌ها

wagonload of fun

بار کامیونی سرگرمی

wagonload of goods

بار کامیونی کالا

wagonload of work

بار کامیونی کار

wagonload of supplies

بار کامیونی لوازم

wagonload of memories

بار کامیونی خاطرات

wagonload of people

بار کامیونی مردم

wagonload of laughter

بار کامیونی خنده

wagonload of ideas

بار کامیونی ایده

wagonload of trouble

بار کامیونی مشکلات

wagonload of joy

بار کامیونی شادی

جملات نمونه

he brought a wagonload of supplies for the camping trip.

او یک واگن پر از لوازم مورد نیاز برای سفر کمپینگ به همراه داشت.

they delivered a wagonload of fresh vegetables to the market.

آنها یک واگن پر از سبزیجات تازه به بازار تحویل دادند.

she won a wagonload of prizes at the fair.

او در نمایشگاه، یک واگن پر از جوایز برد.

the farmer harvested a wagonload of apples this season.

کشاورز امسال یک واگن پر از سیب برداشت.

we need a wagonload of wood for the winter.

ما برای زمستان به یک واگن پر از چوب نیاز داریم.

he loaded a wagonload of hay for the animals.

او یک واگن پر از علوفه برای حیوانات بار کرد.

after the storm, they found a wagonload of debris in the yard.

بعد از طوفان، آنها یک واگن پر از آوار را در حیاط پیدا کردند.

the children were excited to see a wagonload of toys.

کودکان از دیدن یک واگن پر از اسباب بازی هیجان زده بودند.

it took a wagonload of effort to complete the project.

برای تکمیل پروژه، یک واگن پر از تلاش لازم بود.

she received a wagonload of letters on her birthday.

او در روز تولدش یک واگن پر از نامه دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید