wags

[ایالات متحده]/wæɡz/
[بریتانیا]/wæɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. نمره‌های توافق وزنی
v. (به) جلو و عقب حرکت کردن یا تاب خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

wags tail

می‌خوابد دم

wags tongue

می‌خوابد زبان

wags head

می‌خوابد سر

wags finger

می‌خوابد انگشت

wags dog

می‌خوابد سگ

wags joyfully

با خوشحالی می‌خوابد

wags playfully

به صورت بازیگوشانه می‌خوابد

wags excitedly

با هیجان می‌خوابد

wags vigorously

به شدت می‌خوابد

wags happily

با خوشحالی می‌خوابد

جملات نمونه

the dog wags its tail when it's happy.

وقتی خوشحال است، سگ دم خود را تکان می‌دهد.

she wags her finger to scold him.

او برای سرزنش او انگشتش را تکان می‌دهد.

the puppy wags its tail excitedly.

سگ بچه با هیجان دم خود را تکان می‌دهد.

he wags his head in disagreement.

او سرش را به نشانه مخالفت تکان می‌دهد.

the cat wags its tail when annoyed.

وقتی ناراحت است، گربه دم خود را تکان می‌دهد.

the flag wags in the wind.

پرچم در باد تکان می‌خورد.

she wags her tail like a happy dog.

او دم خود را مانند یک سگ خوشحال تکان می‌دهد.

the dog wags its tail to greet us.

سگ برای خوشامدگویی به ما دم خود را تکان می‌دهد.

he wags his eyebrows playfully.

او به طور بازیگانه ابروهای خود را تکان می‌دهد.

when excited, the dog wags its tail rapidly.

وقتی هیجان‌زده است، سگ به سرعت دم خود را تکان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید