wallowed

[ایالات متحده]/ˈwɒləd/
[بریتانیا]/ˈwɑːləd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با لذت فراوان در چیزی غرق شدن; در آب، گل، یا برف غلتیدن یا دراز کشیدن; در امواج به این سو و آن سو پرتاب شدن

عبارات و ترکیب‌ها

wallowed in

در آن غوطه ور شد

wallowed around

در اطراف غوطه ور شد

wallowed out

بیرون غوطه ور شد

wallowed up

بالا غوطه ور شد

wallowed deeply

به شدت غوطه ور شد

wallowed excessively

به طور بیش از حد غوطه ور شد

wallowed joyfully

با خوشحالی غوطه ور شد

wallowed freely

به طور آزادانه غوطه ور شد

wallowed heavily

به طور سنگین غوطه ور شد

wallowed happily

با خوشحالی غوطه ور شد

جملات نمونه

he wallowed in self-pity after the breakup.

او در خودنمایی و شفقت پس از جدایی غوطه ور شد.

the pig wallowed in the mud to cool off.

خوک برای خنک شدن در گل فرو رفت.

she wallowed in luxury during her vacation.

او در طول تعطیلات خود در تجملات غوطه ور شد.

they wallowed in nostalgia while looking at old photos.

آنها در حالی که عکس های قدیمی را تماشا می کردند، در نوستالژی غوطه ور شدند.

the children wallowed in the snow, making snow angels.

کودکان در برف غوطه ور شدند و مجسمه های برفی درست کردند.

he wallowed in his success, celebrating with friends.

او در موفقیت خود غوطه ور شد و با دوستانش جشن گرفت.

after the loss, she wallowed in her grief for weeks.

پس از دست دادن، او برای هفته ها در غم و اندوه خود غوطه ور شد.

the dog wallowed happily in the grass.

سگ با خوشحالی در چمن ها غوطه ور شد.

he wallowed in his thoughts, lost in contemplation.

او در افکار خود غوطه ور شد و در تفکر گم شد.

she wallowed in the joy of the moment.

او در شادی لحظه غوطه ور شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید