wallowed in
در آن غوطه ور شد
wallowed around
در اطراف غوطه ور شد
wallowed out
بیرون غوطه ور شد
wallowed up
بالا غوطه ور شد
wallowed deeply
به شدت غوطه ور شد
wallowed excessively
به طور بیش از حد غوطه ور شد
wallowed joyfully
با خوشحالی غوطه ور شد
wallowed freely
به طور آزادانه غوطه ور شد
wallowed heavily
به طور سنگین غوطه ور شد
wallowed happily
با خوشحالی غوطه ور شد
he wallowed in self-pity after the breakup.
او در خودنمایی و شفقت پس از جدایی غوطه ور شد.
the pig wallowed in the mud to cool off.
خوک برای خنک شدن در گل فرو رفت.
she wallowed in luxury during her vacation.
او در طول تعطیلات خود در تجملات غوطه ور شد.
they wallowed in nostalgia while looking at old photos.
آنها در حالی که عکس های قدیمی را تماشا می کردند، در نوستالژی غوطه ور شدند.
the children wallowed in the snow, making snow angels.
کودکان در برف غوطه ور شدند و مجسمه های برفی درست کردند.
he wallowed in his success, celebrating with friends.
او در موفقیت خود غوطه ور شد و با دوستانش جشن گرفت.
after the loss, she wallowed in her grief for weeks.
پس از دست دادن، او برای هفته ها در غم و اندوه خود غوطه ور شد.
the dog wallowed happily in the grass.
سگ با خوشحالی در چمن ها غوطه ور شد.
he wallowed in his thoughts, lost in contemplation.
او در افکار خود غوطه ور شد و در تفکر گم شد.
she wallowed in the joy of the moment.
او در شادی لحظه غوطه ور شد.
wallowed in
در آن غوطه ور شد
wallowed around
در اطراف غوطه ور شد
wallowed out
بیرون غوطه ور شد
wallowed up
بالا غوطه ور شد
wallowed deeply
به شدت غوطه ور شد
wallowed excessively
به طور بیش از حد غوطه ور شد
wallowed joyfully
با خوشحالی غوطه ور شد
wallowed freely
به طور آزادانه غوطه ور شد
wallowed heavily
به طور سنگین غوطه ور شد
wallowed happily
با خوشحالی غوطه ور شد
he wallowed in self-pity after the breakup.
او در خودنمایی و شفقت پس از جدایی غوطه ور شد.
the pig wallowed in the mud to cool off.
خوک برای خنک شدن در گل فرو رفت.
she wallowed in luxury during her vacation.
او در طول تعطیلات خود در تجملات غوطه ور شد.
they wallowed in nostalgia while looking at old photos.
آنها در حالی که عکس های قدیمی را تماشا می کردند، در نوستالژی غوطه ور شدند.
the children wallowed in the snow, making snow angels.
کودکان در برف غوطه ور شدند و مجسمه های برفی درست کردند.
he wallowed in his success, celebrating with friends.
او در موفقیت خود غوطه ور شد و با دوستانش جشن گرفت.
after the loss, she wallowed in her grief for weeks.
پس از دست دادن، او برای هفته ها در غم و اندوه خود غوطه ور شد.
the dog wallowed happily in the grass.
سگ با خوشحالی در چمن ها غوطه ور شد.
he wallowed in his thoughts, lost in contemplation.
او در افکار خود غوطه ور شد و در تفکر گم شد.
she wallowed in the joy of the moment.
او در شادی لحظه غوطه ور شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید