wank

[ایالات متحده]/wæŋk/
[بریتانیا]/wæŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. خودارضایی
n. خودارضایی
adj. قادر به القای خودارضایی
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریwanking
زمان گذشتهwanked
قسمت سوم فعلwanked
جمعwanks
شکل سوم شخص مفردwanks

نمونه‌های واقعی

OK, well that's the part where I'm a wank. But I was hoping you know we wouldn't focus on that.

خیلی خوب، خب این قسمتیه که من احساس ضعف می‌کنم. اما امیدوار بودم بدونید روی اون تمرکز نکنیم.

منبع: Friends Season 2

I think he's been wanking over me.

فکر می‌کنم داره به طور وسواسی به من فکر می‌کنه.

منبع: Misfits Season 2

Do guys think about particular girls when they wank?

آیا مردها در هنگام خودارضایی به فکر دختران خاصی می‌افتند؟

منبع: Norwegian Wood

OK, well that's the part where I'm a wank.

خیلی خوب، خب این قسمتیه که من احساس ضعف می‌کنم.

منبع: Friends 2

The K.O. student living next door to me has a wank before every date.

دانشجوی K.O. که کنار من زندگی می‌کند، قبل از هر قرار ملاقات خودارضایی می‌کند.

منبع: Norwegian Wood

Have you been wanking over me?

آیا شما هم به طور وسواسی به من فکر کرده‌اید؟

منبع: Misfits Season 2

Girls have periods and boys wank.

خانه‌ها پریود می‌شوند و پسرها خودارضایی می‌کنند.

منبع: Norwegian Wood

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید