wanning

[ایالات متحده]/wɒnɪŋ/
[بریتانیا]/wɑnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. رنگ پریدگی یا مریضی ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

wanning moon

ماه رو به کوچک شدن

wanning phase

فاز رو به کاهش

wanning gibbous

نیمه ماه رو به کوچک شدن

wanning light

نور رو به کاهش

wanning cycle

چرخه رو به کاهش

wanning star

ستاره رو به کوچک شدن

wanning glow

درخشش رو به کاهش

wanning sky

آسمان رو به کوچک شدن

wanning night

شب رو به کوچک شدن

wanning tide

جزر و مد رو به کاهش

جملات نمونه

the moon is waning tonight.

امشب ماه رو به کاهش است.

her enthusiasm is waning.

اشتیاق او رو به کاهش است.

the company's profits are waning.

سود شرکت رو به کاهش است.

he noticed her interest was waning.

او متوجه شد که علاقه او رو به کاهش است.

they observed the waning sunlight.

آنها نور خورشید رو به کاهش را مشاهده کردند.

interest in the topic is waning.

علاقه به این موضوع رو به کاهش است.

the waning days of summer are here.

روزهای رو به پایان تابستان فرا رسیده اند.

her patience is waning quickly.

صبر او به سرعت رو به کاهش است.

the waning phase of the moon is fascinating.

فاز رو به کاهش ماه جذاب است.

his confidence is waning after the failure.

اعتماد به نفس او پس از شکست رو به کاهش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید