warranted

[ایالات متحده]/ˈwɒrəntɪd/
[بریتانیا]/ˈwɔːrəntɪd/

ترجمه

adj. تضمین‌شده؛ توجیه شده

عبارات و ترکیب‌ها

warranted risk

ریسک تضمین شده

warranted action

اقدام تضمین شده

warranted belief

باور تضمین شده

warranted success

موفقیت تضمین شده

warranted caution

احتیاط تضمین شده

warranted response

پاسخ تضمین شده

warranted effort

تلاش تضمین شده

warranted protection

محافظت تضمین شده

warranted investigation

بررسی تضمین شده

warranted concern

نگرانی تضمین شده

جملات نمونه

the company's success was warranted given their innovative product.

موفقیت شرکت با توجه به محصول نوآورانه آنها توجیه پذیر بود.

he was not warranted to access the confidential files without permission.

بدون اجازه، او مجاز به دسترسی به فایل‌های محرمانه نبود.

the high quality of the materials warranted a premium price.

کیفیت بالای مواد، قیمت بالایی را توجیه می‌کرد.

the evidence presented was not warranted to prove his guilt.

شواهدی که ارائه شد برای اثبات گناه او کافی نبود.

a thorough investigation was warranted after the incident occurred.

پس از وقوع حادثه، یک بررسی کامل ضروری بود.

the positive feedback warranted a celebration among the team members.

بازخورد مثبت، جشن در بین اعضای تیم را توجیه می‌کرد.

the risk was deemed warranted given the potential reward.

با توجه به پاداش احتمالی، خطر قابل قبول تلقی شد.

the employee's performance warranted a promotion and a raise.

عملکرد کارمند، ارتقا و افزایش حقوق را توجیه می‌کرد.

the patient's condition warranted immediate medical attention.

وضعیت بیمار، توجه فوری پزشکی را ضروری می‌کرد.

the project's success was warranted by the team's dedication.

موفقیت پروژه با تعهد تیم توجیه می‌شد.

the new policy was warranted by the changing market conditions.

سیاست جدید با توجه به شرایط متغیر بازار توجیه می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید