warrants investigation
اقتضا میکند مورد بررسی قرار گیرد
warrants caution
اقتضا میکند محتاط باشیم
warranted success
موفقیت تضمین شده
warrants consideration
اقتضا میکند مورد توجه قرار گیرد
warrants further
اقتضا میکند بیشتر
warrants action
اقتضا میکند اقدام شود
warranted risk
ریسک تضمین شده
warrants a look
اقتضا میکند نگاهی به آن بیاندازیم
warrants the effort
اقتضا میکند تلاش کند
warrants a response
اقتضا میکند پاسخی داده شود
the police warrant allowed them to search the suspect's house.
اجازه گشتزنی پلیس به آنها اجازه داد خانه مظنون را جستجو کنند.
the judge issued a search warrant based on the provided evidence.
قاضی بر اساس شواهد ارائه شده، حکم بازرسی صادر کرد.
do you have a valid warrant to enter this property?
آیا شما حکم معتبری برای ورود به این ملک دارید؟
the company warrants its products against defects for one year.
شرکت محصولات خود را در برابر نقص در طول یک سال ضمانت می کند.
he didn't have a warrant, so he couldn't legally search the car.
او حکم بازرسی نداشت، بنابراین نمی توانست به طور قانونی ماشین را جستجو کند.
the prosecutor sought a warrant to seize the suspect's assets.
دادستان به دنبال حکمی برای ضبط دارایی های مظنون بود.
the court denied the request for a wiretap warrant.
دادگاه درخواست صدور حکم استراق سمع را رد کرد.
the evidence warrants further investigation into the matter.
شواهد مستلزم بررسی بیشتر موضوع است.
the manager warrants a positive response from the client.
مدیر انتظار دارد مشتری پاسخ مثبتی بدهد.
the contract warrants careful review before signing.
قراداد قبل از امضا نیاز به بررسی دقیق دارد.
the data warrants a deeper analysis to confirm the findings.
داده ها نیاز به تجزیه و تحلیل عمیق تری برای تایید یافته ها دارد.
the company warrants that the software is free from viruses.
شرکت تضمین می کند که نرم افزار عاری از ویروس است.
warrants investigation
اقتضا میکند مورد بررسی قرار گیرد
warrants caution
اقتضا میکند محتاط باشیم
warranted success
موفقیت تضمین شده
warrants consideration
اقتضا میکند مورد توجه قرار گیرد
warrants further
اقتضا میکند بیشتر
warrants action
اقتضا میکند اقدام شود
warranted risk
ریسک تضمین شده
warrants a look
اقتضا میکند نگاهی به آن بیاندازیم
warrants the effort
اقتضا میکند تلاش کند
warrants a response
اقتضا میکند پاسخی داده شود
the police warrant allowed them to search the suspect's house.
اجازه گشتزنی پلیس به آنها اجازه داد خانه مظنون را جستجو کنند.
the judge issued a search warrant based on the provided evidence.
قاضی بر اساس شواهد ارائه شده، حکم بازرسی صادر کرد.
do you have a valid warrant to enter this property?
آیا شما حکم معتبری برای ورود به این ملک دارید؟
the company warrants its products against defects for one year.
شرکت محصولات خود را در برابر نقص در طول یک سال ضمانت می کند.
he didn't have a warrant, so he couldn't legally search the car.
او حکم بازرسی نداشت، بنابراین نمی توانست به طور قانونی ماشین را جستجو کند.
the prosecutor sought a warrant to seize the suspect's assets.
دادستان به دنبال حکمی برای ضبط دارایی های مظنون بود.
the court denied the request for a wiretap warrant.
دادگاه درخواست صدور حکم استراق سمع را رد کرد.
the evidence warrants further investigation into the matter.
شواهد مستلزم بررسی بیشتر موضوع است.
the manager warrants a positive response from the client.
مدیر انتظار دارد مشتری پاسخ مثبتی بدهد.
the contract warrants careful review before signing.
قراداد قبل از امضا نیاز به بررسی دقیق دارد.
the data warrants a deeper analysis to confirm the findings.
داده ها نیاز به تجزیه و تحلیل عمیق تری برای تایید یافته ها دارد.
the company warrants that the software is free from viruses.
شرکت تضمین می کند که نرم افزار عاری از ویروس است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید