waterline

[ایالات متحده]/'wɔːtəlaɪn/
[بریتانیا]/'wɔtɚlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خطی که بدنه یک کشتی با سطح آب ملاقات می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

waterline mark

علامت خط آب

below the waterline

زیر خط آب

above the waterline

بالای خط آب

جملات نمونه

The ship's waterline indicates how much weight it can carry.

خط آب نشان می‌دهد کشتی چه مقدار وزن می‌تواند حمل کند.

She painted the waterline of the boat to prevent rust.

او خط آب قایق را رنگ کرد تا از زنگ زدگی جلوگیری کند.

The waterline on the glass shows how much water you've drunk.

خط آب روی لیوان نشان می‌دهد چه مقدار آب نوشیده‌اید.

The waterline of the river rose after heavy rainfall.

سطح آب رودخانه پس از بارش شدید افزایش یافت.

The waterline of the pool needs to be maintained regularly.

سطح آب استخر باید به طور منظم حفظ شود.

The artist painted the waterline of the ocean beautifully in the sunset painting.

هنرمند به زیبایی خط آب اقیانوس را در نقاشی غروب آفتاب رنگ کرد.

The waterline of the lake was clearly visible from the shore.

خط آب دریاچه به وضوح از ساحل قابل مشاهده بود.

The waterline of the bathtub was marked with a black line.

خط آب وان با یک خط سیاه مشخص شده بود.

The waterline of the city was severely affected by the flood.

سطح آب شهر به شدت تحت تأثیر سیل قرار گرفت.

The waterline of the dam indicated the maximum water level.

خط آب سد نشان دهنده حداکثر سطح آب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید