wattling

[ایالات متحده]/ˈwɒt.lɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwɑː.tlɪŋ/

ترجمه

v. شکل حال استمراری wattle، برای ساختن چیزی با استفاده از شاخه‌ها یا چوب‌های بافته شده

عبارات و ترکیب‌ها

wattling sound

صدای وزوز

wattling noise

صدای وزوز

wattling bird

پرنده وزوز کننده

wattling call

تماس وزوز

wattling effect

اثر وزوز

wattling style

سبک وزوز

wattling rhythm

ریتم وزوز

wattling action

عمل وزوز

wattling pattern

الگوی وزوز

wattling technique

تکنیک وزوز

جملات نمونه

the children were wattling in the backyard.

کودکان در حیاط پشتی در حال گذراندن وقت بودند.

she enjoys wattling with her friends at the park.

او از گذراندن وقت با دوستانش در پارک لذت می برد.

the old man was wattling about his youth.

مرد پیر در مورد دوران جوانی خود وقت گذراند.

they spent the afternoon wattling over coffee.

آنها بعد از ظهر را در کنار قهوه گذراندند.

he was wattling on about his favorite books.

او در مورد کتاب های مورد علاقه اش وقت گذراند.

during the hike, they were wattling about their plans.

در طول پیاده روی، آنها در مورد برنامه های خود وقت گذراندند.

the team was wattling during the break.

تیم در زمان استراحت وقت گذراند.

she loves wattling with her neighbors on weekends.

او عاشق گذراندن وقت با همسایه هایش آخر هفته هاست.

we spent the evening wattling by the fire.

ما شب را کنار آتش گذراندیم.

the couple was wattling about their travel experiences.

زوج در مورد تجربیات سفر خود وقت گذراندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید