wauling

[ایالات متحده]/wɔːlɪŋ/
[بریتانیا]/wɑːlɪŋ/

ترجمه

vi. با صدای بلند گریه کردن؛ ناله کردن
n. یک ناله بلند؛ یک ناله

عبارات و ترکیب‌ها

wauling cat

گربه زاری

wauling wind

باد زاری

wauling baby

نوزاد زاری

wauling siren

آژیر زاری

wauling dog

سگ زاری

wauling crowd

جمعیت زاری

wauling ghost

روح زاری

wauling noise

صدای زاری

wauling child

کودک زاری

wauling sound

صداهای زاری

جملات نمونه

he was wauling in pain after the injury.

او بعد از آسیب‌دیدگی در درد ناله می‌کرد.

the baby started wauling when it was hungry.

وقتی گرسنه بود، ناله نوزاد شروع شد.

she couldn't stop wauling during the sad movie.

او در طول فیلم غم‌انگیز نمی‌توانست جلوی ناله کردن خود را بگیرد.

the dog was wauling all night long.

سگ تمام شب ناله می‌کرد.

he was wauling about his lost job.

او درباره شغل از دست رفته‌اش ناله می‌کرد.

the children were wauling with joy at the party.

کودکان با خوشحالی در مهمانی ناله می‌کردند.

she heard the wauling of sirens in the distance.

او صدای ناله آژیرها را از دور شنید.

his wauling echoed through the empty halls.

ناله او در راهروهای خالی طنین‌انداز شد.

the wauling of the wind kept her awake.

ناله باد او را بیدار نگه داشت.

after the breakup, he was wauling for days.

بعد از جدایی، او برای چند روز ناله کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید