wauls of joy
لذت وصف ناشدنی
wauls in pain
در میان درد
wauls of despair
در ناامیدی
wauls of laughter
خنده های از ته دل
wauls of excitement
هیجان وصف ناشدنی
wauls of protest
اعتراضات
wauls of victory
پیروزی
the dog wauls at night, disturbing the neighbors.
سگ شبها واویل میکند و همسایهها را آزار میدهد.
when the baby wauls, it usually means he is hungry.
وقتی نوزاد واویل میکند، معمولاً به این معنی است که گرسنه است.
the wolf wauls to communicate with its pack.
گرگ برای ارتباط با گروه خود واویل میکند.
she couldn't sleep because the cat wauls outside.
او نتوانست بخوابد زیرا گربه بیرون واویل میکرد.
the siren wauls, signaling the start of the emergency drill.
آژیر واویل میکند و نشاندهنده شروع تمرین اورژانس است.
he wauls in pain after twisting his ankle.
او بعد از پیچ خوردن مچ پا، با درد واویل میکند.
the children wauls with excitement during the parade.
کودکان با هیجان در طول رژه واویل میکنند.
as the storm approached, the wind wauls through the trees.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، باد از میان درختان واویل میکرد.
when the train passes, it wauls loudly.
وقتی قطار عبور میکند، با صدای بلند واویل میکند.
the musician wauls a haunting melody on his instrument.
موسیقیدان یک ملودی دلخراش را با ساز خود واویل میکند.
wauls of joy
لذت وصف ناشدنی
wauls in pain
در میان درد
wauls of despair
در ناامیدی
wauls of laughter
خنده های از ته دل
wauls of excitement
هیجان وصف ناشدنی
wauls of protest
اعتراضات
wauls of victory
پیروزی
the dog wauls at night, disturbing the neighbors.
سگ شبها واویل میکند و همسایهها را آزار میدهد.
when the baby wauls, it usually means he is hungry.
وقتی نوزاد واویل میکند، معمولاً به این معنی است که گرسنه است.
the wolf wauls to communicate with its pack.
گرگ برای ارتباط با گروه خود واویل میکند.
she couldn't sleep because the cat wauls outside.
او نتوانست بخوابد زیرا گربه بیرون واویل میکرد.
the siren wauls, signaling the start of the emergency drill.
آژیر واویل میکند و نشاندهنده شروع تمرین اورژانس است.
he wauls in pain after twisting his ankle.
او بعد از پیچ خوردن مچ پا، با درد واویل میکند.
the children wauls with excitement during the parade.
کودکان با هیجان در طول رژه واویل میکنند.
as the storm approached, the wind wauls through the trees.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، باد از میان درختان واویل میکرد.
when the train passes, it wauls loudly.
وقتی قطار عبور میکند، با صدای بلند واویل میکند.
the musician wauls a haunting melody on his instrument.
موسیقیدان یک ملودی دلخراش را با ساز خود واویل میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید