wavily

[ایالات متحده]/ˈweɪvɪli/
[بریتانیا]/ˈweɪvɪli/

ترجمه

adv. به صورت موجی; دارای حرکتی شبیه به موج

عبارات و ترکیب‌ها

wavily moving

حرکت موجدار

wavily dancing

رقص موجدار

wavily swaying

آهنگ موجدار

wavily flowing

جریان موجدار

wavily waving

امواج موجدار

wavily drifting

رانش موجدار

wavily gliding

لغزش موجدار

wavily glimmering

درخشش موجدار

wavily twirling

چرخش موجدار

wavily bouncing

پرش موجدار

جملات نمونه

she waved wavily at her friend from across the street.

او با حالتی موج‌دار به دوستش از آن سوی خیابان دست تکان داد.

the flag fluttered wavily in the wind.

پرچم به حالتی موج‌دار در باد به رقص درآمد.

his voice came out wavily as he tried to speak.

صدای او هنگام صحبت کردن به حالتی موج‌دار درآمد.

the candle flame danced wavily in the darkness.

شعله شمع در تاریکی به حالتی موج‌دار می‌رقصید.

the water in the pond rippled wavily under the breeze.

آب در برکه زیر نسیم به حالتی موج‌دار جریان داشت.

she walked wavily after losing her balance.

او پس از از دست دادن تعادلش به حالتی موج‌دار راه رفت.

the road ahead looked wavily due to the heat.

جاده پیش رو به دلیل گرما به حالتی موج‌دار به نظر می‌رسید.

he waved his hand wavily, unsure if he was seen.

او دستش را به حالتی موج‌دار تکان داد، مطمئن نبود که دیده شده است یا نه.

the curtains moved wavily with the draft.

پرده‌ها با جریان هوا به حالتی موج‌دار حرکت می‌کردند.

she smiled wavily, feeling a bit shy.

او با حالتی موج‌دار لبخند زد، کمی خجالت می‌کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید