undulatingly flowing
به آرامی موجدار
undulatingly bright
به آرامی درخشان
undulatingly shifting
به آرامی تغییر مکان داده
undulatingly soft
به آرامی نرم
undulatingly curved
به آرامی منحنیدار
undulatingly moving
به آرامی در حال حرکت
undulatingly spread
به آرامی پخش شده
undulatingly light
به آرامی سبک
undulatingly danced
به آرامی رقصید
undulatingly rippled
به آرامی موجدار شد
the road wound undulatingly through the valley.
جاده به صورت مارپیچ و با فراز و نشیب از میان دره عبور میکرد.
the fabric flowed undulatingly in the breeze.
پارچه با حرکت موجدار در نسیم به حرکت درآمد.
the land rose and fell undulatingly towards the coast.
زمین به صورت موجدار و با فراز و نشیب به سمت ساحل بالا و پایین میرفت.
the music swelled and subsided undulatingly.
موسیقی به صورت موجدار بالا میرفت و پایین میآمد.
the dancer moved undulatingly across the stage.
رقاص به صورت موجدار روی صحنه حرکت میکرد.
the river meandered undulatingly through the forest.
رودخانه به صورت مارپیچ و با فراز و نشیب از میان جنگل عبور میکرد.
the coastline stretched undulatingly for miles.
خط ساحلی به مسافت طولانی به صورت موجدار کشیده شده بود.
the hills rolled undulatingly under the setting sun.
تپهها زیر نور خورشید غروبکننده به صورت موجدار میغلتیدند.
the terrain sloped undulatingly downwards.
زمین به صورت موجدار به سمت پایین شیب داشت.
the curtains billowed undulatingly in the wind.
پردهها به صورت موجدار در باد به حرکت درآمدند.
the path climbed undulatingly up the hillside.
مسیر به صورت موجدار به سمت بالای تپه بالا میرفت.
undulatingly flowing
به آرامی موجدار
undulatingly bright
به آرامی درخشان
undulatingly shifting
به آرامی تغییر مکان داده
undulatingly soft
به آرامی نرم
undulatingly curved
به آرامی منحنیدار
undulatingly moving
به آرامی در حال حرکت
undulatingly spread
به آرامی پخش شده
undulatingly light
به آرامی سبک
undulatingly danced
به آرامی رقصید
undulatingly rippled
به آرامی موجدار شد
the road wound undulatingly through the valley.
جاده به صورت مارپیچ و با فراز و نشیب از میان دره عبور میکرد.
the fabric flowed undulatingly in the breeze.
پارچه با حرکت موجدار در نسیم به حرکت درآمد.
the land rose and fell undulatingly towards the coast.
زمین به صورت موجدار و با فراز و نشیب به سمت ساحل بالا و پایین میرفت.
the music swelled and subsided undulatingly.
موسیقی به صورت موجدار بالا میرفت و پایین میآمد.
the dancer moved undulatingly across the stage.
رقاص به صورت موجدار روی صحنه حرکت میکرد.
the river meandered undulatingly through the forest.
رودخانه به صورت مارپیچ و با فراز و نشیب از میان جنگل عبور میکرد.
the coastline stretched undulatingly for miles.
خط ساحلی به مسافت طولانی به صورت موجدار کشیده شده بود.
the hills rolled undulatingly under the setting sun.
تپهها زیر نور خورشید غروبکننده به صورت موجدار میغلتیدند.
the terrain sloped undulatingly downwards.
زمین به صورت موجدار به سمت پایین شیب داشت.
the curtains billowed undulatingly in the wind.
پردهها به صورت موجدار در باد به حرکت درآمدند.
the path climbed undulatingly up the hillside.
مسیر به صورت موجدار به سمت بالای تپه بالا میرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید