weanling

[ایالات متحده]/ˈwiːn.lɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwiːn.lɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حیوان جوان که از شیر گرفته شده است
adj. به تازگی از شیر گرفته شده
Word Forms
جمعweanlings

عبارات و ترکیب‌ها

weanling foal

پونی شیردانه

weanling care

مراقبت از پونی شیردانه

weanling nutrition

تغذیه پونی شیردانه

weanling growth

رشد پونی شیردانه

weanling training

آموزش پونی شیردانه

weanling management

مدیریت پونی شیردانه

weanling development

توسعه پونی شیردانه

weanling health

سلامتی پونی شیردانه

weanling behavior

رفتار پونی شیردانه

weanling socialization

اجتماع پونی شیردانه

جملات نمونه

the weanling was frolicking in the pasture.

کودک نوپا در حال بازی در چمنزار بود.

she carefully monitored the weanling's growth.

او با دقت رشد کودک نوپا را زیر نظر داشت.

the weanling needs a balanced diet for healthy development.

کودک نوپا برای رشد سالم به یک رژیم غذایی متعادل نیاز دارد.

weanlings often require special care during their transition.

کودکان نوپا اغلب در طول دوره گذار به مراقبت ویژه نیاز دارند.

the trainer introduced the weanling to basic commands.

مربی دستورات پایه را به کودک نوپا معرفی کرد.

it’s important to socialize a weanling early.

اجازه دادن به کودک نوپا برای تعاملات اجتماعی در اوایل مهم است.

the veterinarian checked the weanling for any health issues.

پزشک دامپزشکی کودک نوپا را برای هرگونه مشکل سلامتی بررسی کرد.

weanlings are often playful and curious.

کودکان نوپا اغلب بازیگوش و کنجکاو هستند.

the weanling's coat was shiny and healthy.

پوشش کودک نوپا براق و سالم بود.

training a weanling requires patience and consistency.

آموزش یک کودک نوپا نیاز به صبر و ثبات دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید