| جمع | weanlings |
weanling foal
پونی شیردانه
weanling care
مراقبت از پونی شیردانه
weanling nutrition
تغذیه پونی شیردانه
weanling growth
رشد پونی شیردانه
weanling training
آموزش پونی شیردانه
weanling management
مدیریت پونی شیردانه
weanling development
توسعه پونی شیردانه
weanling health
سلامتی پونی شیردانه
weanling behavior
رفتار پونی شیردانه
weanling socialization
اجتماع پونی شیردانه
the weanling was frolicking in the pasture.
کودک نوپا در حال بازی در چمنزار بود.
she carefully monitored the weanling's growth.
او با دقت رشد کودک نوپا را زیر نظر داشت.
the weanling needs a balanced diet for healthy development.
کودک نوپا برای رشد سالم به یک رژیم غذایی متعادل نیاز دارد.
weanlings often require special care during their transition.
کودکان نوپا اغلب در طول دوره گذار به مراقبت ویژه نیاز دارند.
the trainer introduced the weanling to basic commands.
مربی دستورات پایه را به کودک نوپا معرفی کرد.
it’s important to socialize a weanling early.
اجازه دادن به کودک نوپا برای تعاملات اجتماعی در اوایل مهم است.
the veterinarian checked the weanling for any health issues.
پزشک دامپزشکی کودک نوپا را برای هرگونه مشکل سلامتی بررسی کرد.
weanlings are often playful and curious.
کودکان نوپا اغلب بازیگوش و کنجکاو هستند.
the weanling's coat was shiny and healthy.
پوشش کودک نوپا براق و سالم بود.
training a weanling requires patience and consistency.
آموزش یک کودک نوپا نیاز به صبر و ثبات دارد.
weanling foal
پونی شیردانه
weanling care
مراقبت از پونی شیردانه
weanling nutrition
تغذیه پونی شیردانه
weanling growth
رشد پونی شیردانه
weanling training
آموزش پونی شیردانه
weanling management
مدیریت پونی شیردانه
weanling development
توسعه پونی شیردانه
weanling health
سلامتی پونی شیردانه
weanling behavior
رفتار پونی شیردانه
weanling socialization
اجتماع پونی شیردانه
the weanling was frolicking in the pasture.
کودک نوپا در حال بازی در چمنزار بود.
she carefully monitored the weanling's growth.
او با دقت رشد کودک نوپا را زیر نظر داشت.
the weanling needs a balanced diet for healthy development.
کودک نوپا برای رشد سالم به یک رژیم غذایی متعادل نیاز دارد.
weanlings often require special care during their transition.
کودکان نوپا اغلب در طول دوره گذار به مراقبت ویژه نیاز دارند.
the trainer introduced the weanling to basic commands.
مربی دستورات پایه را به کودک نوپا معرفی کرد.
it’s important to socialize a weanling early.
اجازه دادن به کودک نوپا برای تعاملات اجتماعی در اوایل مهم است.
the veterinarian checked the weanling for any health issues.
پزشک دامپزشکی کودک نوپا را برای هرگونه مشکل سلامتی بررسی کرد.
weanlings are often playful and curious.
کودکان نوپا اغلب بازیگوش و کنجکاو هستند.
the weanling's coat was shiny and healthy.
پوشش کودک نوپا براق و سالم بود.
training a weanling requires patience and consistency.
آموزش یک کودک نوپا نیاز به صبر و ثبات دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید