weaponless combat
نبرد بدون سلاح
weaponless defense
دفاع بدون سلاح
weaponless training
آموزش بدون سلاح
weaponless approach
رویکرد بدون سلاح
weaponless fighting
جنگیدن بدون سلاح
weaponless tactics
تاکتیک های بدون سلاح
weaponless skills
مهارت های بدون سلاح
weaponless techniques
تکنیک های بدون سلاح
weaponless strategy
استراتژی بدون سلاح
weaponless conflict
درگیری بدون سلاح
the soldiers were weaponless during the peace talks.
سربازان در طول مذاکرات صلح بیاسلحه بودند.
he felt vulnerable and weaponless in the face of danger.
او در برابر خطر احساس آسیبپذیری و بیاسلحه بودن کرد.
the village remained weaponless, relying on diplomacy for safety.
دهکده همچنان بیاسلحه باقی ماند و برای ایمنی به دیپلماسی متکی بود.
being weaponless, she had to rely on her wits to survive.
بیاسلحه بودن، او مجبور شد برای زنده ماندن به هوش خود متکی باشد.
the protestors marched weaponless, advocating for peace.
معترضان بیاسلحه راهپیمایی کردند و از صلح حمایت کردند.
in a weaponless society, conflicts are resolved through dialogue.
در یک جامعه بیاسلحه، منازعات از طریق گفتگو حل میشوند.
they approached the enemy camp weaponless, hoping for a truce.
آنها با بیاسلحه به کمپ دشمن نزدیک شدند و امیدوار بودند که آتشبسی ایجاد شود.
the children played weaponless, focusing on teamwork and fun.
کودکان بیاسلحه بازی کردند و بر کار گروهی و سرگرمی تمرکز کردند.
in the game, players start weaponless and must find their gear.
در بازی، بازیکنان بدون سلاح شروع میکنند و باید تجهیزات خود را پیدا کنند.
feeling weaponless, he sought refuge in a nearby building.
احساس بیاسلحه بودن، او به دنبال پناه در یک ساختمان نزدیک رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید