webbings

[ایالات متحده]/'webɪŋ/
[بریتانیا]/'wɛbɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوار از ماده بافته شده قوی؛ لبه ضخیم؛ حاشیه

عبارات و ترکیب‌ها

nylon webbing

بند نایلونی

polyester webbing

بند پلی‌استر

seatbelt webbing

بند کمربند ایمنی

webbing straps

کمربندها

adjustable webbing

بند قابل تنظیم

heavy duty webbing

بند سنگین

web site

وب سایت

web page

صفحه وب

world wide web

شبکه جهان گستر

web browser

مرورگر وب

web server

سرور وب

web hosting

میزبانی وب

web service

خدمات وب

semantic web

شبکه معنایی

food web

شبکه غذایی

spider web

تار عنکبوت

web plate

صفحه وب

open web

وب باز

web offset

افست وب

web tension

کشیدگی وب

web camera

وب‌کم

web surfer

گردشگر وب

web press

پرس وب

spider's web

تار عنکبوت

penelope's web

تار پنلوپه

جملات نمونه

webbing with pouches for stun grenades.

کمربند با کیف برای نارنجک‌های شوک

The spider carefully weaved its webbing to catch its prey.

پری دریغی با دقت تار عنکبوتی خود را برای به دام انداختن طعمه خود بافت.

The backpack's straps were reinforced with durable webbing for extra strength.

کمربند کوله‌پشتی با تسمه‌های محکم وبینگی برای استحکام بیشتر تقویت شده بود.

The rock climber relied on the webbing to secure himself during the ascent.

کوهنورد برای ایمن کردن خود در حین صعود به تسمه‌ها متکی بود.

The military uses webbing in their equipment for various purposes.

نظامیان از تسمه‌ها در تجهیزات خود برای اهداف مختلف استفاده می‌کنند.

The hammock was made of strong webbing to support the weight of the person lying in it.

آلاچیق از تسمه‌های وبینگی قوی ساخته شده بود تا وزن فرد در حال استراحت در آن را تحمل کند.

The firefighter used the webbing as a makeshift stretcher to carry the injured person to safety.

آتش‌نشان از تسمه‌ها به عنوان یک برانکارد موقت برای بردن فرد مجروح به سلامت استفاده کرد.

The seatbelt in the car was secured with a buckle attached to the webbing.

کمربند ایمنی ماشین با یک سگک متصل به تسمه محکم شده بود.

The dog's leash was made of colorful webbing for a stylish look.

طوقه سگ از تسمه‌های وبینگی رنگارنگ برای ظاهری شیک ساخته شده بود.

The tent was held up by a network of webbing straps for stability in windy conditions.

چادر توسط یک شبکه از تسمه‌های وبینگی برای پایداری در شرایط بادخیز نگه داشته می‌شد.

The athlete wore a harness with webbing for safety while bungee jumping.

ورزشکار برای ایمنی در حین پرش با طناب کششی از هولدر با تسمه استفاده کرد.

نمونه‌های واقعی

Well, it is made out of kind of a webbing.

خب، از جور بافت خاصی ساخته شده است.

منبع: American English dialogue

The webbing prevented him from using his three toes independently.

باft به او اجازه نداد تا بتواند از سه انگشت خود به طور مستقل استفاده کند.

منبع: The Trumpet Swan

His body aching everywhere, he limped toward a window, webbing it open.

بدنش به شدت درد می کرد، به سمت پنجره ای رفت و آن را بافت باز کرد.

منبع: Spider-Man: No Way Home

The most common features include streak ovaries, short stature, lymphedema, neck webbing, and congenital heart and renal defects.

شایع ترین ویژگی ها عبارتند از تخمدان های لکه دار، قد کوتاه، لنف ادما، بافت گردنی و نقص های مادرزادی قلب و کلیه.

منبع: Osmosis - Genetics

Most tests require collecting cells by webbing saliva in the mouth and sending it to the company for testing.

اکثر آزمایشات نیاز به جمع آوری سلول ها با بافت بزاق در دهان و ارسال آن به شرکت برای آزمایش دارد.

منبع: Past years' graduate entrance exam English reading true questions.

The brown recluse spiders' unique looping technique further strengthens the webbing of this silk.

تکنیک حلقه زنی منحصر به فرد عنکبوت های خمره قهوه ای، بافت این ابریشم را بیشتر تقویت می کند.

منبع: Scientific Journal: Zoology

Jesse Fannon, 32, unrestrained driver in a rear end collision. There was spider webbing of the front windshield where his head hit.

جس فانون، 32 ساله، راننده بی احتیاط در یک تصادف از پشت. بافت عنکبوتی در شیشه جلو وجود داشت، جایی که سرش برخورد کرد.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Because he hangs, then he shoots webbing.

چون او آویزان می شود، سپس بافت را شلیک می کند.

منبع: BoJack Horseman Season 2

This often leaves extra skin on the neck, called neck webbing, which gives the appearance of having a wider than normal neck.

این اغلب باعث ایجاد پوستی اضافی در گردن می شود که به آن بافت گردنی گفته می شود و باعث می شود گردنی بزرگتر از حد معمول به نظر برسد.

منبع: Osmosis - Genetics

Or maybe the digits were connected by webbing.

یا شاید انگشتان با بافت به هم متصل شده بودند.

منبع: PBS Eons | fauna and flora

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید