weeding

[ایالات متحده]/wi:d/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حذف گیاهان ناخواسته.

عبارات و ترکیب‌ها

pulling weeds

کاشت علف هرز

clearing out weeds

پاک کردن علف هرز

weeding fork

چنگال علف‌کنی

weeding machine

دستگاه علف‌کنی

جملات نمونه

Weeding out the unnecessary information is essential for a clear and concise report.

حذف اطلاعات غیرضروری برای تهیه گزارش واضح و مختصر ضروری است.

She spent the whole morning weeding the garden to make it look neat and tidy.

او تمام صبح را صرف علف‌کنی باغ کرد تا آن را مرتب و منظم کند.

Weeding through hundreds of job applications can be a time-consuming process.

بررسی صدها درخواست شغلی می‌تواند یک فرآیند زمان‌بر باشد.

Weeding out toxic relationships is necessary for personal growth and well-being.

حذف روابط سمی برای رشد و سلامت شخصی ضروری است.

They are weeding out candidates who do not meet the job requirements.

آنها افرادی را که شرایط مورد نیاز برای شغل را ندارند حذف می‌کنند.

Regular weeding is important to prevent weeds from taking over the garden.

علف‌کنی منظم برای جلوگیری از تسلط علف‌های هرز بر باغ مهم است.

The weeding process can be tedious, but it is necessary to maintain a healthy garden.

فرآیند علف‌کنی می‌تواند خسته‌کننده باشد، اما برای حفظ سلامت باغ ضروری است.

Weeding out distractions is crucial for staying focused on your goals.

حذف عوامل حواس‌پرتی برای متمرکز ماندن بر اهداف خود بسیار مهم است.

Weeding is a common chore in gardening that helps plants thrive by removing unwanted competition.

علف‌کنی یک کار رایج در باغبانی است که با حذف رقابت ناخواسته به رشد گیاهان کمک می‌کند.

They are weeding out inefficiencies in the production process to improve productivity.

آنها در حال حذف ناکارآمدی‌ها در فرآیند تولید برای بهبود بهره‌وری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید