weeny

[ایالات متحده]/'wiːnɪ/
[بریتانیا]/'wini/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کوچک; بسیار کوچک
Word Forms
جمعweenies
صفت عالیweeniest
صفت تفضیلیweenier

جملات نمونه

doesn't he have a teeny-weeny twinge of conscience?.

آیا او ذره ای وجدان ندارد؟

Seven squishy tickles on a teeny-weeny tush.

هفت خراش پوستی خارش‌دار روی باسن کوچولو.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید