welled up
بیرون زدن
welled over
سرریز کردن
welled with
پر شدن از
welled back
به عقب برگشتن
welled forth
بیرون آمدن
welled together
در کنار هم جمع شدن
welled high
به شدت بالا آمدن
welled deep
به شدت پایین رفتن
welled bright
درخشان شدن
welled strong
قوی شدن
emotions welled up inside her during the movie.
احساسات در حین فیلم در درون او فوران کردند.
he felt a sense of pride that welled within him.
او احساس غروری داشت که در درونش فوران میکرد.
tears welled in his eyes as he spoke.
اشکها در چشمانش فوران کرد وقتی صحبت میکرد.
the memories of her childhood welled to the surface.
خاطرات دوران کودکی او به سطح رسید.
joy welled up in the crowd when the team won.
شادی در میان جمعیت فوران کرد وقتی تیم برنده شد.
happiness welled within him as he received the news.
خوشحالی در درونش فوران کرد وقتی خبر را دریافت کرد.
anger welled up as he heard the unfair comment.
خشم در او فوران کرد وقتی این نظر ناعادلانه را شنید.
hope welled in her heart after the encouraging words.
امید بعد از شنیدن این سخنان دلگرم کننده در قلب او فوران کرد.
fear welled up as the storm approached.
ترس در او فوران کرد وقتی طوفان نزدیک شد.
confidence welled within him before the presentation.
اعتماد به نفس در درونش قبل از ارائه فوران کرد.
welled up
بیرون زدن
welled over
سرریز کردن
welled with
پر شدن از
welled back
به عقب برگشتن
welled forth
بیرون آمدن
welled together
در کنار هم جمع شدن
welled high
به شدت بالا آمدن
welled deep
به شدت پایین رفتن
welled bright
درخشان شدن
welled strong
قوی شدن
emotions welled up inside her during the movie.
احساسات در حین فیلم در درون او فوران کردند.
he felt a sense of pride that welled within him.
او احساس غروری داشت که در درونش فوران میکرد.
tears welled in his eyes as he spoke.
اشکها در چشمانش فوران کرد وقتی صحبت میکرد.
the memories of her childhood welled to the surface.
خاطرات دوران کودکی او به سطح رسید.
joy welled up in the crowd when the team won.
شادی در میان جمعیت فوران کرد وقتی تیم برنده شد.
happiness welled within him as he received the news.
خوشحالی در درونش فوران کرد وقتی خبر را دریافت کرد.
anger welled up as he heard the unfair comment.
خشم در او فوران کرد وقتی این نظر ناعادلانه را شنید.
hope welled in her heart after the encouraging words.
امید بعد از شنیدن این سخنان دلگرم کننده در قلب او فوران کرد.
fear welled up as the storm approached.
ترس در او فوران کرد وقتی طوفان نزدیک شد.
confidence welled within him before the presentation.
اعتماد به نفس در درونش قبل از ارائه فوران کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید