whammed

[ایالات متحده]/wæmd/
[بریتانیا]/wæmd/

ترجمه

v. زمان گذشته و مشارکت گذشته wham

عبارات و ترکیب‌ها

whammed out

بیرون زده شد

whammed up

بالا زده شد

whammed away

دور زده شد

whammed down

پایین زده شد

whammed in

داخل زده شد

whammed through

از میان زده شد

whammed together

در کنار هم زده شد

whammed around

اطراف زده شد

whammed over

روی آن زده شد

whammed by

توسط آن زده شد

جملات نمونه

he was whammed by the unexpected news.

او با خبر غیرمنتظره شوکه شد.

after the accident, she felt utterly whammed.

پس از حادثه، او کاملاً شوکه شده احساس کرد.

the team was whammed with a sudden loss.

تیم با یک شکست ناگهانی شوکه شد.

they whammed him with questions during the interview.

آنها در طول مصاحبه او را با سوالات شوکه کردند.

she was whammed by the complexity of the task.

او با پیچیدگی کار شوکه شد.

he felt whammed after running the marathon.

او پس از دویدن ماراتن احساس شوک کرد.

the storm whammed the small town overnight.

طوفان شهر کوچک را در طول شب شوکه کرد.

we were whammed with surprises at the party.

ما در مهمانی با شگفتی ها شوکه شدیم.

she whammed him with a brilliant idea.

او او را با یک ایده عالی شوکه کرد.

the sudden change in plans really whammed everyone.

تغییر ناگهانی در برنامه ها واقعاً همه را شوکه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید