whamming

[ایالات متحده]/wæmɪŋ/
[بریتانیا]/wæmɪŋ/

ترجمه

v. شکل حال استمراری wham، به معنای ضربه زدن یا به شدت زدن

عبارات و ترکیب‌ها

whamming sound

صدای برخورد شدید

whamming away

با شدت برخورد کردن

whamming noise

صدای ضربه

whamming beat

ضرب با شدت

whamming impact

اثر ضربه شدید

whamming action

عمل ضربه

whamming rhythm

ریتم ضربه

whamming force

نیروی ضربه

whamming vibe

فضای ضربه

whamming energy

انرژی ضربه

جملات نمونه

he was whamming the drum during the concert.

او در حال کوبیدن طبل در طول کنسرت بود.

the kids were whamming their toys together.

کودکان اسباب‌بازی‌های خود را به هم کوبیدند.

she heard the sound of whamming in the kitchen.

او صدای کوبیدن را در آشپزخانه شنید.

they were whamming the basketball against the wall.

آنها توپ بسکتبال را به دیوار کوبیدند.

the engine was whamming loudly as it started.

موتور با صدای بلند در حال کوبیدن بود که شروع به کار کرد.

he enjoyed whamming the guitar during practice.

او از کوبیدن گیتار در طول تمرین لذت برد.

the thunder was whamming overhead.

رعد و برق بالای سرش کوبیده می‌شد.

she was whamming her fists on the table in frustration.

او در حالی که ناامید بود، مشت‌های خود را روی میز کوبید.

the wind was whamming against the windows.

باد به شدت به پنجره‌ها کوبیده می‌شد.

he felt like the world was whamming down on him.

او احساس می‌کرد که دنیا دارد روی او خراب می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید