whangs

[ایالات متحده]/wɒŋ/
[بریتانیا]/wɔːŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شلاق؛ یک شلاق؛ یک ضربه سنگین؛ چرم استفاده شده برای ساخت کمربند (معادل چرم whang)؛ یک تکه بزرگ
vt. به شدت ضربه زدن؛ شلاق زدن؛ سخت کار کردن
vi. صدای بلندی ایجاد کردن؛ با نیروی زیاد ضربه زدن؛ به قطعات ضخیم بریدن
v. به شدت ضربه زدن؛ شلاق زدن

عبارات و ترکیب‌ها

whang out

بیرون کردن

whang away

دور کردن

whang on

روشن کردن

whang it

آن را انجام دادن

whang up

بالا بردن

whang together

با هم انجام دادن

whang around

دور زدن

whang back

پس گرفتن

whang off

خاموش کردن

whang up high

خیلی بالا

جملات نمونه

he decided to whang the door shut in frustration.

او تصمیم گرفت در را با ناامیدی بکوبد.

the kids love to whang the ball against the wall.

بچه ها عاشق کوبیدن توپ به دیوار هستند.

she heard him whang the metal against the table.

او صدای کوبیدن فلز او را به میز شنید.

they would whang the drums during the festival.

آنها در طول جشنواره طبل ها را می کوبیدند.

he whanged the hammer down with great force.

او چکش را با نیروی زیاد کوبید.

don't whang the door; it might break.

در را نزنید؛ ممکن است بشکند.

she whanged the lid shut after cooking.

او درب قابلمه را بعد از پختن بست.

the sound of him whanging the metal echoed in the workshop.

صدای کوبیدن فلز او در کارگاه طنین انداز شد.

he whanged the gavel to start the meeting.

او برای شروع جلسه چکش را کوبید.

they whanged their tools together as a signal.

آنها ابزارها را به عنوان نشانه به هم کوبیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید