whaped

[ایالات متحده]/wəʊpt/
[بریتانیا]/wæpt/

ترجمه

n. سقوط ناگهانی؛ ضربه سنگین
v. ضربه دردناک زدن؛ تسخیر کردن؛ شکست دادن

عبارات و ترکیب‌ها

whaped around

به دور چرخید

whaped up

بالا چرخید

whaped out

بیرون چرخید

whaped down

پایین چرخید

whaped in

داخل چرخید

whaped off

خاموش شد

whaped for

برای چرخاندن

whaped on

روشن شد

whaped together

با هم چرخید

whaped into

داخل چرخید

جملات نمونه

the artist whaped the clay into a beautiful sculpture.

هنرمند خمیر را به یک مجسمه زیبا تبدیل کرد.

she whaped the fabric to create a stunning dress.

او پارچه را به شکل یک لباس خیره کننده تبدیل کرد.

the children whaped the dough to make cookies.

کودکان خمیر را به شکل کوکی درست کردند.

he whaped the metal into a sharp blade.

او فلز را به یک تیغه تیز تبدیل کرد.

the sculptor whaped the stone with precision.

مجسمه‌ساز سنگ را با دقت شکل داد.

they whaped the ice into various shapes for the party.

آنها یخ را به شکل‌های مختلف برای مهمانی درست کردند.

she carefully whaped the paper to create an origami crane.

او با دقت کاغذ را به شکل یک جرقه کاغذی تبدیل کرد.

the chef whaped the ingredients together for a delicious meal.

سرآشپز مواد اولیه را برای یک غذای خوشمزه با هم مخلوط کرد.

he whaped the leather into a stylish wallet.

او چرم را به یک کیف پول شیک تبدیل کرد.

they whaped the snow into a snowman.

آنها برف را به شکل یک آدم برفی درست کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید