wheatfields

[ایالات متحده]/ˈwiːtfiːldz/
[بریتانیا]/ˈwiːtfiːldz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع wheatfield؛ مناطق زراعی کشت گندم؛ مزارع گندم

جملات نمونه

the golden wheatfields stretched across the countryside.

نواحی روستایی با میدان‌های گندم طلایی پوشیده شده بود.

farmers surveyed the vast wheatfields before the harvest.

کشاورزان قبل از برداشت، میدان‌های گندم گسترده را بازدید کردند.

the wind rippled through the wheatfields like waves.

باد مانند امواج از میدان‌های گندم عبور کرد.

birds flew over the wheatfields at dawn.

پرندگان در صبحگاهی از میدان‌های گندم عبور کردند.

the sun set behind the wheatfields, painting them gold.

خورشید پس از میدان‌های گندم غروب کرد و آن‌ها را طلایی کرد.

we walked through the wheatfields on our way to the village.

ما در مسیر رفتن به روستا از میدان‌های گندم عبور کردیم.

the wheatfields were damaged by the recent storm.

میدان‌های گندم توسط باران‌های اخیر آسیب دیده بود.

a photographer captured the beauty of the autumn wheatfields.

یک عکاس زیبایی میدان‌های گندم پاییز را ثبت کرد.

children used to play hide-and-seek in the neighboring wheatfields.

کودکان معمولاً در میدان‌های گندم مجاور بازی گم‌شده را بازی می‌کردند.

the scent of summer filled the wheatfields.

بوی تابستان میدان‌های گندم را پر کرد.

truckloads of wheat came from the endless wheatfields.

تنها بارهای گندم از میدان‌های گندم بی‌پایان آمد.

the painting depicts rural wheatfields under an overcast sky.

این نقاشی میدان‌های گندم روستایی را زیر آسمان ابری نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید