whelm

[ایالات متحده]/wɛlm/
[بریتانیا]/wɛlm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کاملاً پوشاندن یا غرق کردن؛ غلبه کردن یا خرد کردن
vi. پوشانده شدن یا زیر آب رفتن
Word Forms
زمان گذشتهwhelmed
قسمت سوم فعلwhelmed
شکل سوم شخص مفردwhelms
صفت یا فعل حال استمراریwhelming

عبارات و ترکیب‌ها

overwhelm

غرق کردن

whelm away

دور کردن

whelm up

بالا بردن

whelm with

پر کردن با

underwhelm

ناامید کردن

whelm down

پایین آوردن

whelm in

درون

whelm into

وارد شدن به

whelm over

روی چیزی غلبه کردن

whelm around

دور و بر

جملات نمونه

the waves began to whelm the shore.

امواج شروع به فرا گرفتن ساحل کردند.

she felt overwhelmed by the amount of work.

او احساس می کرد که حجم زیادی از کار او را در بر گرفته است.

don't let your emotions whelm you.

نگذارید احساسات شما غرقتان کنند.

he was whelmed by the unexpected news.

او با این خبر غیرمنتظره غرق شد.

the project began to whelm the team with its complexity.

این پروژه با پیچیدگی خود تیم را در بر گرفت.

they were whelmed with joy at the surprise party.

آنها با دیدن مهمانی غافلگیری از شادی غرق شدند.

the floodwaters whelmed the entire village.

آب های سیل کل روستا را فرا گرفتند.

he tried to whelm his fears before the presentation.

او سعی کرد ترس های خود را قبل از ارائه کنار بگذارد.

she was whelmed by the support of her friends.

او با حمایت دوستانش غرق شد.

the excitement began to whelm the audience.

هیجان شروع به فرا گرفتن مخاطبان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید