whicker

[ایالات متحده]/'wɪkə/
[بریتانیا]/'hwækɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. (از یک اسب) صدای نرم و پایین تولید کردن
n. صدای نرم و پایین تولید شده توسط یک اسب
Word Forms
زمان گذشتهwhickered
قسمت سوم فعلwhickered
صفت یا فعل حال استمراریwhickering
شکل سوم شخص مفردwhickers
جمعwhickers

جملات نمونه

Organic apples in a whicker basket.

سیب های ارگانیک در یک سبد حصیری.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید