caprice

[ایالات متحده]/kəˈpriːs/
[بریتانیا]/kəˈpriːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هوس؛ یک قطعه موسیقی، به ویژه یکی که آزاد و تخیلی است

عبارات و ترکیب‌ها

whim of caprice

خوش‌گویی و هوس

caprice of nature

خوش‌گویی طبیعت

caprice in decision-making

هوس در تصمیم‌گیری

caprice of fashion

هوس مد

جملات نمونه

the caprice of the wind

خوش‌گویی باد

A hailstorm in July is a caprice of nature.

باران تگرگی در ماه جولای یک خوش‌گویی طبیعت است.

governed by whim.See Synonyms at caprice

به خوش‌گویی حکومت می‌شود. برای یافتن مترادف‌ها به کلمه caprice مراجعه کنید.

her caprices had made his life impossible.

خوش‌گویی‌های او زندگی‌اش را غیرممکن کرده بود.

The joy of your caprice and adventureful days original from the exploration into human's mind.

شادی خوش‌گویی و روزهای پرماجراجوی شما از اکتشافات در ذهن انسان سرچشمه می‌گیرد.

Before the establishment of labor unions, a worker could be discharged at the caprice of any manager.

قبل از تاسیس اتحادیه‌های کارگری، یک کارگر می‌توانست به خوش‌گویی هر مدیری اخراج شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید