whimsically

[ایالات متحده]/ˈwɪmzɪkli/
[بریتانیا]/ˈwɪmzɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز خیالی یا دمدمی مزاج؛ به روشی تغییرپذیر یا غیرقابل پیش‌بینی؛ به شیوه‌ای عجیب یا غیرمعمول؛ به طرز غریب یا غیرعادی

عبارات و ترکیب‌ها

whimsically playful

شاد و بازیگوش

whimsically designed

طراحی شده به شکلی دلپذیر

whimsically charming

جذاب و دلربا

whimsically quirky

عجیب و غریب به شکلی دلپذیر

whimsically funny

خنده دار و دلپذیر

whimsically bright

درخشان و دلپذیر

whimsically odd

عجیب و غریب و دلپذیر

whimsically colorful

رنگارنگ و دلپذیر

whimsically unique

منحصر به فرد و دلپذیر

whimsically imaginative

خلاق و دلپذیر

جملات نمونه

she decorated her room whimsically, with bright colors and unusual art.

او اتاق خود را به روشی عجیب و غریب و با رنگ‌های روشن و هنر غیرمعمول تزئین کرد.

the author whimsically crafted a story that delighted children and adults alike.

نویسنده داستانی را به روشی عجیب و غریب ساخت که کودکان و بزرگسالان را به یک اندازه سرگرم کرد.

he whimsically suggested that we should all wear hats made of fruit.

او به روشی عجیب و غریب پیشنهاد کرد که همه باید کلاهی از میوه بر سر کنند.

the garden was whimsically designed, featuring quirky sculptures and winding paths.

باغ به روشی عجیب و غریب طراحی شده بود و دارای مجسمه‌های عجیب و غریب و مسیرهای پیچ در پیچ بود.

she painted her nails whimsically, using a rainbow of colors and patterns.

او ناخن‌های خود را به روشی عجیب و غریب رنگ کرد و از طیف رنگی و طرح‌های مختلف استفاده کرد.

his whimsically written poems often made people laugh out loud.

اشعار او که به روشی عجیب و غریب نوشته شده بود، اغلب مردم را به خنده وا می‌داشت.

they whimsically named their pet turtle after a famous superhero.

آنها به روشی عجیب و غریب نام حیوان خانگی لاک پشتی خود را به نام یک ابرقهرمان معروف انتخاب کردند.

the party was whimsically themed, with guests dressed as their favorite cartoon characters.

مهمانی با حال و هوای عجیب و غریب برگزار شد و مهمانان لباس شخصیت‌های کارتونی مورد علاقه خود را پوشیده بودند.

her whimsically crafted jewelry pieces were unlike anything else on the market.

قطعات جواهرات او که به روشی عجیب و غریب ساخته شده بود، مانند هیچ چیز دیگری در بازار نبود.

he whimsically proposed a picnic in the middle of winter, complete with ice cream.

او به روشی عجیب و غریب پیشنهاد کرد که در وسط زمستان پیک‌نیکی برگزار کنیم، با وجود بستنی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید