whinging

[ایالات متحده]/wɪŋ/
[بریتانیا]/wɪŋ/

ترجمه

n. صدای تیز و نافذ

عبارات و ترکیب‌ها

whing about

در مورد غر زدن

whing and moan

غر زدن و ناله کردن

whing session

جلسه غر زدن

whing fest

جشنواره غر زدن

whing king

پادشاه غر زن

whing it out

غر زدن آن را

whing away

دور کردن غر زدن

whing machine

ماشین غر زدن

whing moment

لحظه غر زدن

whing list

لیست غر زدن

جملات نمونه

stop whinging about the weather.

درباره‌ی هوا غر زدن را متوقف کنید.

he is always whinging when things don't go his way.

او همیشه غر می‌زند وقتی که事情 طبق میل او پیش نمی‌رود.

whinging won't solve your problems.

غر زدن مشکلات شما را حل نخواهد کرد.

she started whinging about her workload.

او شروع به غر زدن درباره حجم کاری خود کرد.

there's no point in whinging; we need to take action.

هیچ فایده‌ای در غر زدن نیست؛ ما باید اقدام کنیم.

he always finds a reason to whinge.

او همیشه دلیلی برای غر زدن پیدا می‌کند.

whinging won't get you anywhere.

غر زدن شما را به جایی نخواهد رساند.

she was whinging about her broken phone.

او درباره تلفن شکسته خود غر می‌زد.

stop whinging and start working on a solution.

غر زدن را متوقف کنید و شروع به کار روی یک راه حل کنید.

he has a habit of whinging instead of finding solutions.

او عادت دارد به جای پیدا کردن راه حل غر بزند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید