whirred

[ایالات متحده]/wɜːd/
[بریتانیا]/wɜrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و حال استمراری whirr

عبارات و ترکیب‌ها

engine whirred

موتور غرغر کرد

fan whirred

پنکه غرغر کرد

machine whirred

ماشین غرغر کرد

blade whirred

تیغه غرغر کرد

motor whirred

موتور غرغر کرد

drone whirred

پهپاد غرغر کرد

robot whirred

ربات غرغر کرد

gadget whirred

وسیله جانبی غرغر کرد

device whirred

دستگاه غرغر کرد

tool whirred

ابزار غرغر کرد

جملات نمونه

the fan whirred softly in the background.

فن به‌ آرامی در پس‌زمینه وزوز می‌کرد.

the engine whirred to life as i turned the key.

همانطور که سوئیچ را چرخاندیم، موتور شروع به وزوز کرد.

the drone whirred overhead, capturing stunning views.

پهپاد در بالای سر وزوز می‌کرد و مناظر خیره‌کننده را ضبط می‌کرد.

as the machine whirred, sparks flew in every direction.

همانطور که دستگاه وزوز می‌کرد، جرقه‌هایی در همه جهات به پرواز درآمدند.

the blender whirred to mix the ingredients smoothly.

بلندر برای مخلوط کردن مواد به طور یکنواخت وزوز کرد.

she listened as the computer whirred in the corner.

او به کامپیوتر گوش داد که گوشه گوشه وزوز می‌کرد.

the clock whirred as the hands moved quickly.

همانطور که دسته‌ها به سرعت حرکت می‌کردند، ساعت وزوز می‌کرد.

he watched the toy car whirred around the track.

او ماشین اسباب‌بازی را تماشا کرد که در مسیر حرکت می‌کرد.

the processor whirred, handling multiple tasks at once.

پردازنده وزوز می‌کرد و چندین کار را به طور همزمان انجام می‌داد.

with a push of a button, the fan whirred into action.

با فشار دادن یک دکمه، فن وارد عمل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید