whitecaps on waves
تاج سفید روی امواج
riding whitecaps
سوار شدن بر روی تاجهای سفید
whitecaps in wind
تاجهای سفید در باد
chasing whitecaps
تعقیب تاجهای سفید
whitecaps at sea
تاجهای سفید در دریا
whitecaps and surf
تاجهای سفید و موج
whitecaps on shore
تاجهای سفید در ساحل
seeing whitecaps
دیدن تاجهای سفید
whitecaps in sunlight
تاجهای سفید در نور خورشید
whitecaps and tides
تاجهای سفید و جزر و مد
the whitecaps danced on the waves as the storm approached.
امواج سفید درهم بر روی آب رقصیدند زیرا طوفان نزدیک میشد.
we watched the whitecaps from the beach, feeling the ocean breeze.
ما امواج سفید را از ساحل تماشا میکردیم و نسیم دریا را احساس میکردیم.
the sailors navigated through the whitecaps with great skill.
ملوانان با مهارت فراوان از میان امواج سفید عبور کردند.
whitecaps formed on the lake as the wind picked up.
با وزش باد، امواج سفید روی دریاچه شکل گرفتند.
she loved to photograph the whitecaps against the sunset.
او عاشق عکاسی از امواج سفید در برابر غروب خورشید بود.
the sound of the whitecaps crashing was soothing to her.
صدای برخورد امواج سفید برای او آرامشبخش بود.
during the storm, the whitecaps were particularly fierce.
در طول طوفان، امواج سفید به طور خاص خشن بودند.
he enjoyed surfing the whitecaps on his board.
او از موجسواری روی امواج سفید با تختهاش لذت میبرد.
the whitecaps signaled the arrival of strong winds.
امواج سفید نشاندهنده رسیدن بادهای شدید بودند.
she felt exhilarated as the boat skimmed over the whitecaps.
وقتی قایق روی امواج سفید سر میخورد، او احساس سرخوشی میکرد.
whitecaps on waves
تاج سفید روی امواج
riding whitecaps
سوار شدن بر روی تاجهای سفید
whitecaps in wind
تاجهای سفید در باد
chasing whitecaps
تعقیب تاجهای سفید
whitecaps at sea
تاجهای سفید در دریا
whitecaps and surf
تاجهای سفید و موج
whitecaps on shore
تاجهای سفید در ساحل
seeing whitecaps
دیدن تاجهای سفید
whitecaps in sunlight
تاجهای سفید در نور خورشید
whitecaps and tides
تاجهای سفید و جزر و مد
the whitecaps danced on the waves as the storm approached.
امواج سفید درهم بر روی آب رقصیدند زیرا طوفان نزدیک میشد.
we watched the whitecaps from the beach, feeling the ocean breeze.
ما امواج سفید را از ساحل تماشا میکردیم و نسیم دریا را احساس میکردیم.
the sailors navigated through the whitecaps with great skill.
ملوانان با مهارت فراوان از میان امواج سفید عبور کردند.
whitecaps formed on the lake as the wind picked up.
با وزش باد، امواج سفید روی دریاچه شکل گرفتند.
she loved to photograph the whitecaps against the sunset.
او عاشق عکاسی از امواج سفید در برابر غروب خورشید بود.
the sound of the whitecaps crashing was soothing to her.
صدای برخورد امواج سفید برای او آرامشبخش بود.
during the storm, the whitecaps were particularly fierce.
در طول طوفان، امواج سفید به طور خاص خشن بودند.
he enjoyed surfing the whitecaps on his board.
او از موجسواری روی امواج سفید با تختهاش لذت میبرد.
the whitecaps signaled the arrival of strong winds.
امواج سفید نشاندهنده رسیدن بادهای شدید بودند.
she felt exhilarated as the boat skimmed over the whitecaps.
وقتی قایق روی امواج سفید سر میخورد، او احساس سرخوشی میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید