whole-tone

[ایالات متحده]/[ˈhəʊl ˈtəʊn]/
[بریتانیا]/[ˈhoʊl ˈtoʊn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مقیاس که تنها از نت‌های کامل تشکیل شده است؛ یک مقیاس بدون نیم‌نوت؛ یک آثار موسیقی یا بخشی که از مقیاس نت کامل استفاده می‌کند
adj. مربوط به یا ویژگی مقیاس نت کامل
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

whole-tone scale

می‌خواهم این را به فارسی ترجمه کنم

whole-tone chords

می‌خواهم این را به فارسی ترجمه کنم

playing whole-tone

می‌خواهم این را به فارسی ترجمه کنم

whole-tone music

می‌خواهم این را به فارسی ترجمه کنم

whole-tone harmony

می‌خواهم این را به فارسی ترجمه کنم

whole-tone interval

می‌خواهم این را به فارسی ترجمه کنم

using whole-tone

می‌خواهم این را به فارسی ترجمه کنم

whole-tone system

می‌خواهم این را به فارسی ترجمه کنم

whole-tone composition

می‌خواهم این را به فارسی ترجمه کنم

whole-tone sound

می‌خواهم این را به فارسی ترجمه کنم

جملات نمونه

the composer used a whole-tone scale in the piece's haunting introduction.

سازنده در مقدمه‌ی جذاب این آثار از میزان گام گویه‌ای استفاده کرد.

listeners often associate whole-tone music with a dreamlike or surreal atmosphere.

گوش‌دهندگان اغلب موسیقی گویه‌ای را با یک جو رویایی یا غیرواقعی مرتبط می‌کنند.

debussy was a pioneer in incorporating whole-tone scales into his compositions.

دبوسی یک پیشگام در ادغام گام‌های گویه‌ای در آثار خود بود.

the whole-tone passage created a sense of floating and suspension in the music.

عبور گویه‌ای یک حس شناوری و تعطیلی در موسیقی ایجاد کرد.

he explored the unique timbres possible with a whole-tone based improvisation.

او از امکانات صداهای منحصر به فردی که از ایمپرودیزاسیون مبتنی بر گام گویه‌ای ایجاد می‌شود، بررسی کرد.

the whole-tone chord progression gave the song an unusual, ethereal quality.

پیشرفت آکوردهای گویه‌ای به آهنگ یک کیفیت غیرمعمول و بی‌جسمی بخشید.

many composers avoided the whole-tone scale due to its perceived lack of tonal center.

بیشتر سازندگان از گام گویه‌ای خودداری کردند به دلیل اینکه به نظر می‌رسد مرکز تونی آن ندارد.

the whole-tone melody felt disorienting and otherworldly to the audience.

گویه‌ای ملودی به گوش مخاطب‌ها گیج کننده و دنیای دیگری بود.

she experimented with combining whole-tone and pentatonic scales in her new work.

او در کار جدید خود با ترکیب گام‌های گویه‌ای و پنتاتونیک آزمایش کرد.

the use of a whole-tone scale contributed to the piece's ambiguous harmonic language.

استفاده از گام گویه‌ای به زبان هارمونیک ابهام‌برانه این آثار کمک کرد.

the whole-tone passage created a sense of unease and anticipation.

عبور گویه‌ای یک حس ناآرامی و انتظار ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید