diatonic

[ایالات متحده]/ˌdaɪəˈtɒnɪk/
[بریتانیا]/ˌdaɪəˈtɑːnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مقیاس طبیعی موسیقی; مربوط به مقیاسی که شامل هفت نت است

عبارات و ترکیب‌ها

diatonic scale

مقیاس دیاتونی

diatonic harmony

هارمونی دیاتونی

diatonic chord

آکورد دیاتونی

diatonic progression

پیشرفت دیاتونی

diatonic interval

فاصله دیاتونی

diatonic melody

ملودی دیاتونی

diatonic modulation

مدولاسیون دیاتونی

diatonic seventh

گام هفتم دیاتونی

diatonic key

کلید دیاتونی

diatonic function

تابع دیاتونی

جملات نمونه

the diatonic scale is fundamental in western music theory.

مقیاس دیاتونیک اساس موسیقی نظری غربی است.

many songs are composed using a diatonic framework.

بسیاری از آهنگ ها با استفاده از چارچوب دیاتونیک ساخته می شوند.

diatonic harmony creates a sense of resolution in music.

هارمونی دیاتونیک احساس حل و فصل را در موسیقی ایجاد می کند.

understanding diatonic chords is essential for musicians.

درک آکورد های دیاتونیک برای نوازندگان ضروری است.

she played a diatonic melody on the piano.

او یک ملودی دیاتونیک را روی پیانو نواخت.

diatonic intervals are the building blocks of scales.

فاصله های دیاتونیک بلوک های سازنده مقیاس ها هستند.

the diatonic system helps in understanding musical relationships.

سیستم دیاتونیک به درک روابط موسیقی کمک می کند.

he explained the concept of diatonic versus chromatic notes.

او مفهوم نت های دیاتونیک در مقابل کروماتیک را توضیح داد.

composing in a diatonic style can simplify arrangements.

آهنگسازی به سبک دیاتونیک می تواند تنظیمات را ساده کند.

learning diatonic patterns enhances improvisation skills.

یادگیری الگوهای دیاتونیک مهارت های بداهه را افزایش می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید