whoreson

[ایالات متحده]/hɔːsən/
[بریتانیا]/hɔrsən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. bastard; despicable person
شکل‌های واژه
جمعwhoresons

جملات نمونه

you whoreson knave, how dare you steal from your master!

خائن و ناپاک کسی، چگونه شجاعت می‌کنی که از پروردگارت کрадی!

the whoreson rogue has deceived us all with his silver tongue.

خائن و ناپاک فریب‌خور ما را با زبان طلایی‌اش فریب داد.

away with you, whoreson! i shall suffer your presence no longer.

برو، خائن و ناپاک! دیگر حضور تو را تحمل نخواهم کرد.

the whoreson traitor sold secrets to the enemy for gold.

خائن و ناپاک خیانتکار اسرار را به دشمن برای پول فروخت.

hand over my purse, whoreson, or face the consequences.

کیف من را بده، خائن و ناپاک، یا نتیجه‌ای را تجربه کن.

that whoreson scoundrel has ruined my daughter's good name.

آن خائن و ناپاک بدبخت نام خوب دختر من را نابود کرد.

the whoreson merchant cheated honest folk with false weights.

خائن و ناپاک فروشگر با وزن‌های نادرست مردم صادق را فریب داد.

come back here, whoreson! you cannot escape justice!

بازگرده، خائن و ناپاک! نمی‌توانی از عدالت فرار کنی!

that whoreson wastrel has squandered his entire inheritance on gambling.

آن خائن و ناپاک بی‌هیچ‌نیت تمام میراثش را روی بازی‌های شانسی هدر داد.

the whoreson slanderer spoke nothing but lies about my honor.

خائن و ناپاک کاذب درباره‌ی افتخار من هیچ چیز جز دروغ نمی‌گوید.

you whoreson villain! may curses follow you to your grave!

تو، خائن و ناپاک بدبخت! ملعونیت‌ها را به قبر تو برسان!

the whoreson cutpurse fled into the shadows of the alley.

خائن و ناپاک کیف‌کیش به سایه‌های خیابان فرار کرد.

out of my house, whoreson! you are no longer welcome here.

از خانه من برو، خائن و ناپاک! دیگر در اینجا خوش‌آمدید نیستی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید